| صفت یا فعل حال استمراری | reinsuring |
| قسمت سوم فعل | reinsured |
| زمان گذشته | reinsured |
| شکل سوم شخص مفرد | reinsures |
| جمع | reinsures |
reinsure risks
بیمه مجدد ریسکها
reinsure policies
بیمه مجدد بیمهنامهها
reinsure coverage
پوشش مجدد بیمه
reinsure losses
خسارات مجدد بیمه
reinsure premiums
حق بیمههای مجدد
reinsure claims
مطالبات مجدد بیمه
reinsure contracts
قراردادهای مجدد بیمه
reinsure agreements
توافقات مجدد بیمه
reinsure entities
موجودیتهای مجدد بیمه
reinsure assets
داراییهای مجدد بیمه
reinsure liabilities
تعهدات مجدد بیمه
reinsure portfolios
گردانههای مجدد بیمه
the insurance company decided to reinsure their policies to reduce risk.
شرکت بیمه تصمیم گرفت خطوط بیمه خود را مجدداً بیمه کند تا خطر را کاهش دهد.
it is common for businesses to reinsure to protect against large losses.
برای محافظت در برابر خسارات بزرگ، برای کسب و کارها معمول است که مجدداً بیمه کنند.
reinsuring their assets helped the firm maintain financial stability.
بیمه مجدد داراییهایشان به شرکت کمک کرد تا ثبات مالی را حفظ کند.
many insurers choose to reinsure with larger companies for better coverage.
بسیاری از شرکتهای بیمه برای پوشش بهتر، انتخاب میکنند که با شرکتهای بزرگتر مجدداً بیمه کنند.
the broker recommended that we reinsure our property for added security.
کارگزار توصیه کرد که ما دارایی خود را برای افزایش امنیت مجدداً بیمه کنیم.
reinsuring allows smaller insurers to compete with larger firms.
بیمه مجدد به شرکتهای بیمه کوچکتر اجازه میدهد تا با شرکتهای بزرگتر رقابت کنند.
the reinsure agreement was finalized after extensive negotiations.
توافقنامه مجدد بیمه پس از مذاکرات گسترده نهایی شد.
they opted to reinsure their health plans to manage costs effectively.
آنها تصمیم گرفتند طرحهای بهداشتی خود را مجدداً بیمه کنند تا هزینهها را به طور مؤثر مدیریت کنند.
reinsuring can help mitigate potential financial disasters.
بیمه مجدد میتواند به کاهش خطرات مالی بالقوه کمک کند.
after the storm, many companies sought to reinsure their liabilities.
پس از طوفان، بسیاری از شرکتها به دنبال مجدداً بیمه کردن تعهدات خود بودند.
reinsure risks
بیمه مجدد ریسکها
reinsure policies
بیمه مجدد بیمهنامهها
reinsure coverage
پوشش مجدد بیمه
reinsure losses
خسارات مجدد بیمه
reinsure premiums
حق بیمههای مجدد
reinsure claims
مطالبات مجدد بیمه
reinsure contracts
قراردادهای مجدد بیمه
reinsure agreements
توافقات مجدد بیمه
reinsure entities
موجودیتهای مجدد بیمه
reinsure assets
داراییهای مجدد بیمه
reinsure liabilities
تعهدات مجدد بیمه
reinsure portfolios
گردانههای مجدد بیمه
the insurance company decided to reinsure their policies to reduce risk.
شرکت بیمه تصمیم گرفت خطوط بیمه خود را مجدداً بیمه کند تا خطر را کاهش دهد.
it is common for businesses to reinsure to protect against large losses.
برای محافظت در برابر خسارات بزرگ، برای کسب و کارها معمول است که مجدداً بیمه کنند.
reinsuring their assets helped the firm maintain financial stability.
بیمه مجدد داراییهایشان به شرکت کمک کرد تا ثبات مالی را حفظ کند.
many insurers choose to reinsure with larger companies for better coverage.
بسیاری از شرکتهای بیمه برای پوشش بهتر، انتخاب میکنند که با شرکتهای بزرگتر مجدداً بیمه کنند.
the broker recommended that we reinsure our property for added security.
کارگزار توصیه کرد که ما دارایی خود را برای افزایش امنیت مجدداً بیمه کنیم.
reinsuring allows smaller insurers to compete with larger firms.
بیمه مجدد به شرکتهای بیمه کوچکتر اجازه میدهد تا با شرکتهای بزرگتر رقابت کنند.
the reinsure agreement was finalized after extensive negotiations.
توافقنامه مجدد بیمه پس از مذاکرات گسترده نهایی شد.
they opted to reinsure their health plans to manage costs effectively.
آنها تصمیم گرفتند طرحهای بهداشتی خود را مجدداً بیمه کنند تا هزینهها را به طور مؤثر مدیریت کنند.
reinsuring can help mitigate potential financial disasters.
بیمه مجدد میتواند به کاهش خطرات مالی بالقوه کمک کند.
after the storm, many companies sought to reinsure their liabilities.
پس از طوفان، بسیاری از شرکتها به دنبال مجدداً بیمه کردن تعهدات خود بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید