relapsed patient
بیمار عود کرده
relapsed condition
وضعیت عود کرده
relapsed disease
بیماری عود کرده
relapsed symptoms
علائم عود کرده
relapsed case
موارد عود کرده
relapsed cancer
سرطان عود کرده
relapsed addiction
اعتیاد عود کرده
relapsed behavior
رفتار عود کرده
relapsed episode
دورهی عود
relapsed treatment
درمان عود
he relapsed after several months of sobriety.
او پس از چند ماه پاکی دچار عود شد.
she was disappointed when he relapsed into old habits.
او ناامید شد وقتی که او دوباره به عادتهای قدیمی روی آورد.
the doctor warned him that he might relapse.
پزشک به او هشدار داد که ممکن است دچار عود شود.
he felt ashamed after he relapsed during the holidays.
او پس از اینکه در تعطیلات دچار عود شد، احساس شرمندگی کرد.
it’s important to recognize the signs of a potential relapse.
تشخیص نشانههای احتمالی عود مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید