religions

[ایالات متحده]/rɪˈlɪdʒənz/
[بریتانیا]/rɪˈlɪdʒənz/

ترجمه

n. شکل جمعی از religion؛ سیستم‌های ایمان و عبادت

عبارات و ترکیب‌ها

many religions

ادیان متعدد

comparing religions

مقایسه ادیان

study religions

مطالعه ادیان

different religions

ادیان مختلف

world religions

ادیان جهانی

ancient religions

ادیان باستانی

major religions

ادیان بزرگ

discussing religions

بحث درباره ادیان

understanding religions

درک ادیان

history of religions

تاریخ ادیان

جملات نمونه

the study compared the practices of various religions.

مطالعه، شیوه های مختلف ادیان را مقایسه کرد.

many religions share common ethical values.

بسیاری از ادیان ارزش های اخلاقی مشترک دارند.

the rise of secularism has impacted religions worldwide.

ظهور سکولاریسم تأثیرات قابل توجهی بر ادیان در سراسر جهان داشته است.

he has a deep understanding of different religions.

او درک عمیقی از ادیان مختلف دارد.

the conference explored the role of religions in conflict resolution.

کنفرانس نقش ادیان را در حل اختلاف بررسی کرد.

the government respects the freedom of religions.

دولت به آزادی ادیان احترام می گذارد.

interfaith dialogue promotes understanding between religions.

گفتگوی بین ادیانی، درک متقابل ادیان را ترویج می کند.

the book examines the historical development of religions.

کتاب، سیر تکامل تاریخی ادیان را بررسی می کند.

the influence of religions on art and culture is undeniable.

تأثیر ادیان بر هنر و فرهنگ غیرقابل انکار است.

the course covers the major world religions.

این دوره، ادیان بزرگ جهان را پوشش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید