reluctivities

[ایالات متحده]/rɪˈlʌktɪvɪti/
[بریتانیا]/rɪˈlʌktɪvɪti/

ترجمه

n.مقاومت مغناطیسی; اندازه‌گیری مقاومت یک ماده در برابر جریان مغناطیسی

عبارات و ترکیب‌ها

high reluctivity

ناعلاق

low reluctivity

پایین‌نعلاق

material reluctivity

نعلاق مواد

reluctivity measurement

اندازه‌گیری نعلاق

reluctivity value

مقدار نعلاق

relative reluctivity

نعلاق نسبی

effective reluctivity

نعلاق مؤثر

average reluctivity

نعلاق متوسط

specific reluctivity

نعلاق ویژه

temperature reluctivity

نعلاق دما

جملات نمونه

her reluctivity to change jobs surprised everyone.

تمایل نداشتن او به تغییر شغل همه را شگفت‌زده کرد.

his reluctivity to accept help made the situation worse.

تمایل نداشتن او به پذیرش کمک، وضعیت را بدتر کرد.

the team's reluctivity to adopt new strategies hindered progress.

تمایل نداشتن تیم به پذیرش استراتژی‌های جدید، پیشرفت را مختل کرد.

she showed reluctivity in discussing her personal life.

او در مورد زندگی شخصی خود تمایلی به صحبت نشان داد.

his reluctivity to speak in public was evident during the meeting.

تمایل نداشتن او به صحبت کردن در جمع در طول جلسه آشکار بود.

the child's reluctivity to try new foods worried his parents.

تمایل نداشتن کودک به امتحان کردن غذاهای جدید، والدینش را نگران کرد.

her reluctivity to join the discussion was quite noticeable.

تمایل نداشتن او به پیوستن به بحث بسیار قابل توجه بود.

his reluctivity to commit to the project caused delays.

تمایل نداشتن او به تعهد به پروژه باعث تاخیر شد.

the reluctivity of the group to collaborate was a major obstacle.

تمایل نداشتن گروه به همکاری یک مانع بزرگ بود.

she felt a sense of reluctivity when making the final decision.

او هنگام اتخاذ تصمیم نهایی احساس عدم تمایل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید