remaindering

[ایالات متحده]/rɪˈmeɪndərɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈmeɪndərɪŋ/

ترجمه

n. بخش باقی مانده
adj. باقی مانده; پشت سر گذاشته
v. به قیمت پایین فروختن

عبارات و ترکیب‌ها

remaindering stock

در حال بازنگری موجودی

remaindering books

در حال بازنگری کتاب‌ها

remaindering items

در حال بازنگری اقلام

remaindering products

در حال بازنگری محصولات

remaindering inventory

در حال بازنگری موجودی انبار

remaindering goods

در حال بازنگری کالاها

remaindering sales

در حال بازنگری فروش

remaindering assets

در حال بازنگری دارایی‌ها

remaindering funds

در حال بازنگری بودجه

remaindering materials

در حال بازنگری مواد

جملات نمونه

remaindering books can help reduce inventory costs.

فروش کتاب‌های باقیمانده می‌تواند به کاهش هزینه‌های موجودی کمک کند.

the store is remaindering last season's clothing.

فروشگاه در حال فروش لباس‌های فصل گذشته با قیمت کمتر است.

remaindering items often attracts bargain hunters.

فروش اقلام باقیمانده اغلب خریداران ارزان‌قیمت را جذب می‌کند.

they are remaindering unsold merchandise at a discount.

آنها در حال فروش کالاهای نفروخته با تخفیف هستند.

remaindering can be an effective strategy for retailers.

فروش اقلام باقیمانده می‌تواند یک استراتژی مؤثر برای خرده‌فروشان باشد.

many publishers are remaindering excess stock.

انتشارکنندگان زیادی در حال فروش موجودی اضافی هستند.

remaindering is common at the end of the fiscal year.

فروش اقلام باقیمانده در پایان سال مالی رایج است.

they decided to start remaindering their old inventory.

آنها تصمیم گرفتند فروش موجودی قدیمی خود را شروع کنند.

remaindering can free up space for new products.

فروش اقلام باقیمانده می‌تواند فضای بیشتری برای محصولات جدید ایجاد کند.

she found a great deal while remaindering at the bookstore.

او در حالی که در کتابفروشی به دنبال قیمت‌های خوب می‌گشت، یک معامله عالی پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید