remilitarize

[ایالات متحده]/ˌriːˈmɪlɪtəraɪz/
[بریتانیا]/ˌriːˈmɪlɪtəraɪz/

ترجمه

vt. دوباره تجهیز یا تسلیح کردن؛ دوباره تسلیح کردن یا قابلیت‌های نظامی را بازگرداندن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردremilitarizes
صفت یا فعل حال استمراریremilitarizing
زمان گذشتهremilitarized
قسمت سوم فعلremilitarized

عبارات و ترکیب‌ها

remilitarize territory

باز نظامی کردن منطقه

remilitarize forces

باز نظامی کردن نیروها

remilitarize region

باز نظامی کردن منطقه

remilitarize borders

باز نظامی کردن مرزها

remilitarize zones

باز نظامی کردن مناطق

remilitarize policies

باز نظامی کردن سیاست‌ها

remilitarize strategy

باز نظامی کردن استراتژی

remilitarize operations

باز نظامی کردن عملیات‌ها

remilitarize agreements

باز نظامی کردن توافقات

remilitarize alliances

باز نظامی کردن ائتلاف‌ها

جملات نمونه

the country decided to remilitarize its borders after the conflict.

کشور تصمیم گرفت پس از درگیری، مرزهای خود را دوباره مسلح کند.

some nations fear that remilitarizing could lead to increased tensions.

برخی از کشورها نگرانند که باز مسلح کردن می تواند منجر به افزایش تنش ها شود.

after years of disarmament, they chose to remilitarize their forces.

پس از سال ها خلع سلاح، آنها تصمیم گرفتند نیروهای خود را دوباره مسلح کنند.

remilitarizing the area has sparked debates among political leaders.

باز مسلح کردن منطقه باعث ایجاد بحث و جدل در بین رهبران سیاسی شده است.

the decision to remilitarize was met with widespread criticism.

تصمیم برای باز مسلح کردن با انتقاد گسترده ای روبرو شد.

many experts believe that remilitarizing could destabilize the region.

بسیاری از کارشناسان معتقدند که باز مسلح کردن می تواند منطقه را بی ثبات کند.

they announced plans to remilitarize in response to external threats.

آنها اعلام کردند که در پاسخ به تهدیدات خارجی برنامه هایی برای باز مسلح کردن دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید