| جمع | remotors |
remotor system
سیستم ریموتور
remotor function
تابع ریموتور
remotor process
فرآیند ریموتور
remotor device
دستگاه ریموتور
remotor setup
راه اندازی ریموتور
remotor configuration
پیکربندی ریموتور
remotor application
برنامه ریموتور
remotor module
ماژول ریموتور
remotor service
سرویس ریموتور
remotor update
به روز رسانی ریموتور
we need to remotor the old car to make it run smoothly.
ما نیاز داریم ماشین قدیمی را دوباره موتور کنیم تا به خوبی کار کند.
after the remotor, the machine worked like new.
پس از موتور مجدد، دستگاه مانند نو کار میکرد.
he decided to remotor his boat for better performance.
او تصمیم گرفت قایق خود را برای عملکرد بهتر دوباره موتور کند.
remotoring can extend the life of your appliances.
دوباره موتور کردن میتواند عمر لوازم خانگی شما را افزایش دهد.
they plan to remotor the generator to increase its efficiency.
آنها قصد دارند ژنراتور را دوباره موتور کنند تا کارایی آن را افزایش دهند.
it's cost-effective to remotor rather than buy a new device.
خریدن یک دستگاه جدید به جای دوباره موتور کردن مقرون به صرفهتر است.
she learned how to remotor various types of machinery.
او یاد گرفت که چگونه انواع مختلف ماشینآلات را دوباره موتور کند.
remotoring the fan improved its airflow significantly.
دوباره موتور کردن فن باعث بهبود جریان هوا به طور قابل توجهی شد.
he specializes in remotoring electric vehicles.
او در موتور مجدد وسایل نقلیه الکتریکی تخصص دارد.
they hired a technician to remotor the old equipment.
آنها یک تکنسین استخدام کردند تا تجهیزات قدیمی را دوباره موتور کند.
remotor system
سیستم ریموتور
remotor function
تابع ریموتور
remotor process
فرآیند ریموتور
remotor device
دستگاه ریموتور
remotor setup
راه اندازی ریموتور
remotor configuration
پیکربندی ریموتور
remotor application
برنامه ریموتور
remotor module
ماژول ریموتور
remotor service
سرویس ریموتور
remotor update
به روز رسانی ریموتور
we need to remotor the old car to make it run smoothly.
ما نیاز داریم ماشین قدیمی را دوباره موتور کنیم تا به خوبی کار کند.
after the remotor, the machine worked like new.
پس از موتور مجدد، دستگاه مانند نو کار میکرد.
he decided to remotor his boat for better performance.
او تصمیم گرفت قایق خود را برای عملکرد بهتر دوباره موتور کند.
remotoring can extend the life of your appliances.
دوباره موتور کردن میتواند عمر لوازم خانگی شما را افزایش دهد.
they plan to remotor the generator to increase its efficiency.
آنها قصد دارند ژنراتور را دوباره موتور کنند تا کارایی آن را افزایش دهند.
it's cost-effective to remotor rather than buy a new device.
خریدن یک دستگاه جدید به جای دوباره موتور کردن مقرون به صرفهتر است.
she learned how to remotor various types of machinery.
او یاد گرفت که چگونه انواع مختلف ماشینآلات را دوباره موتور کند.
remotoring the fan improved its airflow significantly.
دوباره موتور کردن فن باعث بهبود جریان هوا به طور قابل توجهی شد.
he specializes in remotoring electric vehicles.
او در موتور مجدد وسایل نقلیه الکتریکی تخصص دارد.
they hired a technician to remotor the old equipment.
آنها یک تکنسین استخدام کردند تا تجهیزات قدیمی را دوباره موتور کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید