remuneratively employed
به صورت پرسود استخدام شده
remuneratively speaking
در صورت لزوم صحبت کردن
remuneratively working
به صورت پرسود کار کردن
remuneratively compensated
به صورت پرسود جبران خسارت شده
the freelance writer hoped to work remuneratively from home.
نویسنده آزاد امیدوار بود که بتواند به طور سودآور از خانه کار کند.
he sought a position where he could remuneratively utilize his skills.
او به دنبال موقعیتی بود که بتواند به طور سودآور از مهارتهای خود استفاده کند.
the consultant aimed to remuneratively advise the struggling company.
مشاور قصد داشت به طور سودآور به شرکت در حال مشکل مشاوره دهد.
investing in real estate can often prove remuneratively over time.
سرمایهگذاری در املاک اغلب میتواند در طول زمان سودآور باشد.
she decided to pursue a career that would remuneratively challenge her.
او تصمیم گرفت شغلی را دنبال کند که به طور سودآور او را به چالش بکشد.
the artist found a gallery willing to remuneratively showcase his work.
هنرمند گالریای را پیدا کرد که مایل بود آثار او را به طور سودآور به نمایش بگذارد.
they planned to remuneratively manage the rental property.
آنها قصد داشتند ملک اجارهای را به طور سودآور مدیریت کنند.
the software developer aimed to remuneratively contribute to open source.
توسعهدهنده نرمافزار قصد داشت به طور سودآور به منبع باز کمک کند.
the entrepreneur wanted to remuneratively scale his online business.
کارآفرین میخواست کسب و کار آنلاین خود را به طور سودآور گسترش دهد.
the marketing team strived to remuneratively increase brand awareness.
تیم بازاریابی تلاش کرد تا آگاهی از برند را به طور سودآور افزایش دهد.
he believed that teaching could be remuneratively fulfilling.
او معتقد بود که آموزش میتواند به طور سودآور رضایتبخش باشد.
remuneratively employed
به صورت پرسود استخدام شده
remuneratively speaking
در صورت لزوم صحبت کردن
remuneratively working
به صورت پرسود کار کردن
remuneratively compensated
به صورت پرسود جبران خسارت شده
the freelance writer hoped to work remuneratively from home.
نویسنده آزاد امیدوار بود که بتواند به طور سودآور از خانه کار کند.
he sought a position where he could remuneratively utilize his skills.
او به دنبال موقعیتی بود که بتواند به طور سودآور از مهارتهای خود استفاده کند.
the consultant aimed to remuneratively advise the struggling company.
مشاور قصد داشت به طور سودآور به شرکت در حال مشکل مشاوره دهد.
investing in real estate can often prove remuneratively over time.
سرمایهگذاری در املاک اغلب میتواند در طول زمان سودآور باشد.
she decided to pursue a career that would remuneratively challenge her.
او تصمیم گرفت شغلی را دنبال کند که به طور سودآور او را به چالش بکشد.
the artist found a gallery willing to remuneratively showcase his work.
هنرمند گالریای را پیدا کرد که مایل بود آثار او را به طور سودآور به نمایش بگذارد.
they planned to remuneratively manage the rental property.
آنها قصد داشتند ملک اجارهای را به طور سودآور مدیریت کنند.
the software developer aimed to remuneratively contribute to open source.
توسعهدهنده نرمافزار قصد داشت به طور سودآور به منبع باز کمک کند.
the entrepreneur wanted to remuneratively scale his online business.
کارآفرین میخواست کسب و کار آنلاین خود را به طور سودآور گسترش دهد.
the marketing team strived to remuneratively increase brand awareness.
تیم بازاریابی تلاش کرد تا آگاهی از برند را به طور سودآور افزایش دهد.
he believed that teaching could be remuneratively fulfilling.
او معتقد بود که آموزش میتواند به طور سودآور رضایتبخش باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید