rewardingly

[ایالات متحده]/[ˈrɪwɔːdɪŋli]/
[بریتانیا]/[ˈrɪwɔːrdɪŋli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که پاداش یا تجربه‌ای مفید ایجاد می‌کند؛ به گونه‌ای که مزیت یا فایده ایجاد می‌کند؛ با موفقیت یا سودآوری.

عبارات و ترکیب‌ها

rewardingly complex

پیچیده‌ای که به‌طور پاداش‌بخش است

rewardingly challenging

چالش‌آمیزی که به‌طور پاداش‌بخش است

rewardingly simple

ساده‌ای که به‌طور پاداش‌بخش است

rewardingly well

خوبی که به‌طور پاداش‌بخش است

rewardingly quiet

کاملاً آرامش‌بخش و پاداش‌آور

rewardingly bright

روشنی که به‌طور پاداش‌بخش است

rewardingly smooth

نرم‌ای که به‌طور پاداش‌بخش است

rewardingly detailed

جزئیاتی که به‌طور پاداش‌بخش است

rewardingly clear

واضح‌ای که به‌طور پاداش‌بخش است

rewardingly presented

ارائه‌شده‌ای که به‌طور پاداش‌بخش است

جملات نمونه

the team worked rewardingly to meet the deadline.

تیم به‌طور موفقیت‌آمیزی کار کرد تا به مهلت برسد.

she found the challenging project rewardingly stimulating.

او پروژه‌ای چالش‌برانگیز را به‌طور موفقیت‌آمیزی محرک یافت.

the volunteer work proved surprisingly and rewardingly fulfilling.

کار داوطلبانه به‌طور غیرمنتظره و موفقیت‌آمیزی رضایت‌بخش ثابت شد.

he rewardingly mentored younger colleagues in the department.

او به‌طور موفقیت‌آمیزی همکاران جوانتر در بخش را راهنمایی کرد.

the garden flourished, rewardingly yielding a bountiful harvest.

باغ به‌طور موفقیت‌آمیزی رونق یافت و به یک برداشت فراوان منجر شد.

the research concluded, rewardingly confirming their initial hypothesis.

پژوهش به‌طور موفقیت‌آمیزی به پایان رسید و فرضیه اولیه آن را تأیید کرد.

the difficult climb rewardingly offered breathtaking views from the summit.

تسلیم سخت به‌طور موفقیت‌آمیزی نظرات دیدنی از قله ارائه داد.

the author rewardingly received positive reviews for her new novel.

نویسنده به‌طور موفقیت‌آمیزی نظرات مثبتی برای رمان جدیدش دریافت کرد.

the long hours spent studying rewardingly resulted in a high grade.

ساعات طولانی گذاری در مطالعه به‌طور موفقیت‌آمیزی به یک نمره بالا منجر شد.

the community responded rewardingly to the fundraising campaign.

جامعه به‌طور موفقیت‌آمیزی به حمله جمع‌آوری کمک‌های مالی پاسخ داد.

the detective's persistence rewardingly uncovered the truth about the case.

ثبات پلیسی به‌طور موفقیت‌آمیزی واقعیت مورد پرونده را آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید