rencontre

[ایالات متحده]/rɒnˈkɒntə/
[بریتانیا]/rɑnˈkɔntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برخورد؛ ملاقات؛ سمپوزیوم (دانشمندان)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

unexpected rencontre

دیدار غیرمنتظره

first rencontre

دیدار اول

chance rencontre

دیدار اتفاقی

romantic rencontre

دیدار عاشقانه

friendly rencontre

دیدار دوستانه

surprising rencontre

دیدار غافلگیرکننده

memorable rencontre

دیدار به یاد ماندنی

brief rencontre

دیدار کوتاه

important rencontre

دیدار مهم

special rencontre

دیدار ویژه

جملات نمونه

we had a chance rencontre at the café.

ما یک برخورد تصادفی در کافه داشتیم.

his rencontre with the artist changed his perspective.

برخورد او با هنرمند دیدگاه او را تغییر داد.

they planned a formal rencontre to discuss the project.

آنها یک ملاقات رسمی برای بحث در مورد پروژه برنامه ریزی کردند.

our first rencontre was unforgettable.

اولین برخورد ما فراموش نشدنی بود.

she often reminisces about their first rencontre.

او اغلب به اولین برخورد آنها فکر می کند.

their unexpected rencontre led to a lasting friendship.

برخورد غیرمنتظره آنها منجر به دوستی پایدار شد.

he felt a spark during their brief rencontre.

او در طول برخورد کوتاه آنها جرقه‌ای احساس کرد.

after their rencontre, they exchanged contact information.

پس از برخورد آنها، اطلاعات تماس خود را رد و بدل کردند.

the conference provided a great opportunity for professional rencontres.

کنفرانس فرصت خوبی برای ملاقات های حرفه ای فراهم کرد.

she had a chance rencontre with her old friend at the market.

او یک برخورد تصادفی با دوست قدیمی خود در بازار داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید