reneging

[ایالات متحده]/rɪˈnɪg/
[بریتانیا]/rɪˈnɪg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قول یا تعهدی را نادیده گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

reneging on promises

نقض وعده‌ها

reneging on agreements

نقض توافقات

reneging on deals

نقض معاملات

reneging on commitments

نقض تعهدات

reneging on terms

نقض شرایط

reneging on contracts

نقض قراردادها

reneging on obligations

نقض وظایف

reneging on support

نقض حمایت

reneging on loans

نقض وام‌ها

جملات نمونه

reneging on a contract can lead to legal consequences.

انصراف از یک قرارداد می‌تواند منجر به عواقب قانونی شود.

he was accused of reneging on his promises.

از او به دلیل عدم انجام وعده‌هایش متهم شدند.

reneging on a deal can damage your reputation.

انصراف از یک معامله می‌تواند به شهرت شما آسیب برساند.

she felt betrayed after he reneged on their agreement.

او پس از اینکه او از توافق آنها منصرف شد، احساس خیانت کرد.

reneging on a payment plan can affect your credit score.

انصراف از برنامه پرداخت می‌تواند بر نمره اعتباری شما تأثیر بگذارد.

they warned him about the risks of reneging on the loan.

آنها به او در مورد خطرات انصراف از وام هشدار دادند.

reneging on a handshake deal is considered untrustworthy.

انصراف از یک قرارداد شفاهی غیرقابل اعتماد تلقی می‌شود.

she was frustrated by his habit of reneging on plans.

او از عادت او به انصراف از برنامه‌ها ناامید شده بود.

reneging on a promise can hurt relationships.

انصراف از یک قول می‌تواند به روابط آسیب برساند.

he is known for reneging on his commitments.

او به دلیل عدم انجام تعهداتش شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید