reneging on promises
نقض وعدهها
reneging on agreements
نقض توافقات
reneging on deals
نقض معاملات
reneging on commitments
نقض تعهدات
reneging on terms
نقض شرایط
reneging on contracts
نقض قراردادها
reneging on obligations
نقض وظایف
reneging on support
نقض حمایت
reneging on loans
نقض وامها
reneging on a contract can lead to legal consequences.
انصراف از یک قرارداد میتواند منجر به عواقب قانونی شود.
he was accused of reneging on his promises.
از او به دلیل عدم انجام وعدههایش متهم شدند.
reneging on a deal can damage your reputation.
انصراف از یک معامله میتواند به شهرت شما آسیب برساند.
she felt betrayed after he reneged on their agreement.
او پس از اینکه او از توافق آنها منصرف شد، احساس خیانت کرد.
reneging on a payment plan can affect your credit score.
انصراف از برنامه پرداخت میتواند بر نمره اعتباری شما تأثیر بگذارد.
they warned him about the risks of reneging on the loan.
آنها به او در مورد خطرات انصراف از وام هشدار دادند.
reneging on a handshake deal is considered untrustworthy.
انصراف از یک قرارداد شفاهی غیرقابل اعتماد تلقی میشود.
she was frustrated by his habit of reneging on plans.
او از عادت او به انصراف از برنامهها ناامید شده بود.
reneging on a promise can hurt relationships.
انصراف از یک قول میتواند به روابط آسیب برساند.
he is known for reneging on his commitments.
او به دلیل عدم انجام تعهداتش شناخته شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید