reniform

[ایالات متحده]/ˈrɛnɪfɔːm/
[بریتانیا]/ˈrɛnɪfɔrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شکل گرفته مانند کلیه

عبارات و ترکیب‌ها

reniform shape

شکل کلیوی

reniform leaf

برگ کلیه شکل

reniform structure

ساختار کلیوی

reniform gland

غده کلیوی شکل

reniform organ

اندام کلیوی شکل

reniform appearance

ظاهر کلیوی شکل

reniform body

بدن کلیوی شکل

reniform cyst

کیست کلیوی شکل

reniform mass

توده کلیوی شکل

reniform texture

بافت کلیوی شکل

جملات نمونه

the leaves of the plant are reniform in shape.

برگ‌های گیاه به شکل کلیوی هستند.

reniform stones are often found in riverbeds.

سنگ‌های کلیوی اغلب در بستر رودخانه یافت می‌شوند.

she described the reniform structure of the kidney.

او ساختار کلیوی کلیه را توصیف کرد.

in botany, reniform leaves are quite distinctive.

در گیاه‌شناسی، برگ‌های کلیوی بسیار متمایز هستند.

they discovered a reniform fossil during the excavation.

آنها در حین حفاری یک فسیل کلیوی کشف کردند.

the reniform shape of the object caught my attention.

شکل کلیوی جسم توجه من را جلب کرد.

reniform seeds are common in this species.

بذر کلیوی در این گونه رایج است.

the artist used a reniform motif in her sculpture.

هنرمند از یک نقش کلیوی در مجسمه‌اش استفاده کرد.

we studied the reniform characteristics of the specimen.

ما ویژگی‌های کلیوی نمونه را مطالعه کردیم.

reniform patterns can be seen in various natural forms.

الگوهای کلیوی را می‌توان در اشکال مختلف طبیعی مشاهده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید