reniform shape
شکل کلیوی
reniform leaf
برگ کلیه شکل
reniform structure
ساختار کلیوی
reniform gland
غده کلیوی شکل
reniform organ
اندام کلیوی شکل
reniform appearance
ظاهر کلیوی شکل
reniform body
بدن کلیوی شکل
reniform cyst
کیست کلیوی شکل
reniform mass
توده کلیوی شکل
reniform texture
بافت کلیوی شکل
the leaves of the plant are reniform in shape.
برگهای گیاه به شکل کلیوی هستند.
reniform stones are often found in riverbeds.
سنگهای کلیوی اغلب در بستر رودخانه یافت میشوند.
she described the reniform structure of the kidney.
او ساختار کلیوی کلیه را توصیف کرد.
in botany, reniform leaves are quite distinctive.
در گیاهشناسی، برگهای کلیوی بسیار متمایز هستند.
they discovered a reniform fossil during the excavation.
آنها در حین حفاری یک فسیل کلیوی کشف کردند.
the reniform shape of the object caught my attention.
شکل کلیوی جسم توجه من را جلب کرد.
reniform seeds are common in this species.
بذر کلیوی در این گونه رایج است.
the artist used a reniform motif in her sculpture.
هنرمند از یک نقش کلیوی در مجسمهاش استفاده کرد.
we studied the reniform characteristics of the specimen.
ما ویژگیهای کلیوی نمونه را مطالعه کردیم.
reniform patterns can be seen in various natural forms.
الگوهای کلیوی را میتوان در اشکال مختلف طبیعی مشاهده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید