kidney-shaped

[ایالات متحده]/[ˈkɪdni ʃeɪpt]/
[بریتانیا]/[ˈkɪdni ʃeɪpt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شکل بоб؛ دارای شکل خمیده‌ای شبیه بوب

عبارات و ترکیب‌ها

kidney-shaped pool

استخر به شکل کلیه

kidney-shaped table

میز به شکل کلیه

kidney-shaped stone

سنگ به شکل کلیه

kidney-shaped lake

دریاچه به شکل کلیه

kidney-shaped design

طراحی به شکل کلیه

becoming kidney-shaped

در حال شکل گرفتن به شکل کلیه

kidney-shaped cut

بُرش به شکل کلیه

kidney-shaped room

اتاق به شکل کلیه

kidney-shaped mirror

آینه به شکل کلیه

kidney-shaped garden

باغچه به شکل کلیه

جملات نمونه

the lake was a beautiful kidney-shaped expanse of blue.

دریاچه یک گستردگی زیبایی با شکل بیضی و رنگ آبی بود.

he pointed out the kidney-shaped island on the map.

او جزیره ای با شکل بیضی روی نقشه را نشان داد.

the kidney-shaped pool was perfect for relaxing in.

استخر با شکل بیضی برای استراحت کردن کاملاً مناسب بود.

she admired the kidney-shaped table in the antique shop.

او میزی با شکل بیضی در فروشگاه لوازم قدیمی را دوست داشت.

the artist used a kidney-shaped canvas for the painting.

هنرمند برای نقاشی از یک کanvas با شکل بیضی استفاده کرد.

the kidney-shaped garden bed was filled with flowers.

خاکی با شکل بیضی در گلخانه با گل‌های پر پر شده بود.

he designed a kidney-shaped countertop for the kitchen.

او یک سطح کار با شکل بیضی برای آشپزخانه طراحی کرد.

the kidney-shaped stone was a unique geological feature.

سنگ با شکل بیضی یک ویژگی ژئولوژیک منحصر به فرد بود.

the child drew a kidney-shaped cloud in the sky.

کودک یک ابر با شکل بیضی در آسمان رسم کرد.

the architect incorporated a kidney-shaped design element.

معمار یک عنصر طراحی با شکل بیضی را در نظر گرفت.

she found a kidney-shaped cushion for her chair.

او یک پشتکری با شکل بیضی برای گردن خود پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید