bean-shaped

[ایالات متحده]/[ˈbiːn ʃeɪpt]/
[بریتانیا]/[ˈbiːn ʃeɪpt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شکلی شبیه به یک لوبیا؛ لوبیایی شکل؛ کلیه مانند.

عبارات و ترکیب‌ها

bean-shaped object

شیء شکل لوبیا

bean-shaped room

اتاق شکل لوبیا

bean-shaped lake

دریاچه شکل لوبیا

bean-shaped stone

سنگ شکل لوبیا

bean-shaped design

طراحی شکل لوبیا

bean-shaped cut

برش شکل لوبیا

bean-shaped curve

منحنی شکل لوبیا

bean-shaped form

فرم شکل لوبیا

bean-shaped outline

طرح شکل لوبیا

bean-shaped area

ناحیه‌ی شکل لوبیا

جملات نمونه

the lake was a perfect bean-shaped oasis in the desert.

دریاچه یک واحه لوبیایی شکل عالی در صحرا بود.

she admired the bean-shaped pendant hanging from her necklace.

او به آویز لوبیایی شکل آویخته به گردنبندش نگاه کرد.

the artist used a bean-shaped brush to create the swirling effect.

هنرمند از یک برس لوبیایی شکل برای ایجاد جلوه گردابی استفاده کرد.

the bean-shaped room offered a unique and cozy atmosphere.

اتاق لوبیایی شکل فضایی منحصر به فرد و دنج ارائه می داد.

he carved a bean-shaped sculpture from a piece of driftwood.

او یک مجسمه لوبیایی شکل از یک تکه چوب دریایی حکاکی کرد.

the bean-shaped pool was the centerpiece of the resort’s design.

استخر لوبیایی شکل نقطه کانونی طراحی استراحتگاه بود.

the child pointed to the bean-shaped island on the map.

کودک به جزیره لوبیایی شکل روی نقشه اشاره کرد.

the bean-shaped cushion provided excellent back support.

بالش لوبیایی شکل از پشتیبانی عالی کمر برخوردار بود.

the architect designed a bean-shaped building for the new museum.

معمار یک ساختمان لوبیایی شکل برای موزه جدید طراحی کرد.

the bean-shaped crater was a result of the meteor impact.

گودال لوبیایی شکل نتیجه برخورد شهاب سنگ بود.

she found a small, bean-shaped stone on the beach.

او یک سنگ کوچک لوبیایی شکل در ساحل پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید