reoffends

[ایالات متحده]/riːəˈfendz/
[بریتانیا]/riːəˈfendz/

ترجمه

v. پس از محکوم شدن به جریمۀ یا خطاى قبلی، جریمۀ دیگری یا خطاى دیگری را انجام مى‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

keeps reoffending

تکرار مرتکب شدن

habitual reoffender

مرتکب شنده مکرر

risk of reoffending

خطر تکرار مرتکب شدن

reoffended after

پس از مرتکب شدن مجدد

reoffends again

دوباره مرتکب می‌شود

repeatedly reoffends

مرتکب شدن مکرر

likelihood of reoffending

احتمال تکرار مرتکب شدن

reoffended while

در حالی که مرتکب شد

frequently reoffends

مرتکب شدن مکرر

pattern of reoffending

الگوی تکرار مرتکب شدن

جملات نمونه

the prisoner reoffends within months of being released from jail.

زندانی در ماه‌هایی که پس از آزادی از زندان می‌گذرد، دوباره جرم می‌کند.

statistics show that many ex-convicts reoffend after their sentences end.

آمار نشان می‌دهد که بسیاری از زندانی‌های سابق پس از پایان محکومیت دوباره جرم می‌کنند.

he has a history of reoffending, which concerns the parole board.

او سابقه‌ای از دوباره جرم کردن دارد که باعث نگرانی هیئت آزادی می‌شود.

the study indicates that young offenders are more likely to reoffend.

این مطالعه نشان می‌دهد که جوانانی که جرم می‌کنند، بیشتر میل به دوباره جرم کردن دارند.

without proper rehabilitation, released inmates often reoffend.

بدون بازآموزی مناسب، زندانی‌های آزاد شده اغلب دوباره جرم می‌کنند.

the judge noted that the defendant reoffends every time he gets probation.

دیوان گفت که متهم هر زمانی که احکام احترام به دادگاه را دریافت می‌کند، دوباره جرم می‌کند.

programs aimed at reducing recidivism help prevent individuals from reoffending.

برنامه‌هایی که به کاهش بازگشت به جرم می‌پردازند، به جلوگیری از دوباره جرم کردن افراد کمک می‌کنند.

those who reoffend frequently face longer prison sentences under three-strike laws.

این‌ها که اغلب دوباره جرم می‌کنند، تحت قوانین سه ضربه، مجازات‌های زندانی بلندتری را می‌بینند.

factors such as unemployment and lack of education increase the chance to reoffend.

عواملی مانند بیکاری و کمبود آموزش، احتمال دوباره جرم کردن را افزایش می‌دهند.

the criminal reoffends and commits the same type of crime each time.

جرم‌کار هر بار دوباره جرم می‌کند و نوع یکسانی از جرم را ارتکاب می‌کند.

research shows that mental health treatment reduces the likelihood of reoffending.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که درمان سلامت روان، احتمال دوباره جرم کردن را کاهش می‌دهد.

despite warnings, the suspect continues to reoffend in the same neighborhood.

هر چند هشدار داده شده است، مشکوک در همان محله به دوباره جرم کردن ادامه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید