reopen

[ایالات متحده]/riː'əʊp(ə)n/
[بریتانیا]/ˌri'opən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

- vt. از سرگیری عملیات، دوباره باز کردن
- vi. دوباره باز شدن

عبارات و ترکیب‌ها

reopen the store

بازگشایی مغازه

reopen negotiations

بازگشایی مذاکرات

جملات نمونه

School reopens in September.

مدارس در ماه سپتامبر دوباره باز می‌شوند.

Officials reopened the airport after the snow was cleared. Schools reopen in September.

مسؤولان پس از برف‌کنی، فرودگاه را دوباره باز کردند. مدارس در ماه سپتامبر دوباره باز می‌شوند.

plans to reopen the school have been shelved.

برنامه‌هایی برای بازگشایی مجدد مدرسه به حالت تعلیق درآمد.

The cinema will reopen next week after the renovation.

سینما پس از بازسازی هفته آینده دوباره باز خواهد شد.

he reopened his operation under a different name.

او کسب و کار خود را تحت نامی متفاوت دوباره باز کرد.

after being renovated it was reopened to the public.

پس از بازسازی، دوباره برای عموم مردم بازگشایی شد.

Look, let’s try not to reopen any old wounds this time, OK?

ببینید، بیایید سعی نکنیم این بار هیچ زخم قدیمی را دوباره باز کنیم، باشه؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید