repainted

[ایالات متحده]/riːˈpeɪntɪd/
[بریتانیا]/riːˈpeɪntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره یا تازه رنگ کردن؛ به رنگ‌های اصلی بازگرداندن

عبارات و ترکیب‌ها

repainted walls

دیوارهای بازسازی شده

repainted furniture

وسایل تعمیر شده

repainted house

خانه بازسازی شده

repainted signs

تابلوهای بازسازی شده

repainted surfaces

سطوح بازسازی شده

repainted room

اتاق بازسازی شده

repainted fence

نرده بازسازی شده

repainted trim

تزئینات بازسازی شده

repainted deck

عرشه بازسازی شده

repainted ceiling

سقف بازسازی شده

جملات نمونه

the old fence was repainted last summer.

نرده‌های قدیمی تابستان گذشته رنگ‌آمیزی شدند.

she decided to have her room repainted in bright colors.

او تصمیم گرفت اتاق خود را با رنگ‌های روشن دوباره رنگ‌آمیزی کند.

the artist repainted the mural to restore its original beauty.

هنرمند نقاشی دیواری را دوباره رنگ‌آمیزی کرد تا زیبایی اصلی آن را بازگرداند.

after the storm, the house was repainted to fix the damage.

بعد از طوفان، خانه برای رفع خسارت دوباره رنگ‌آمیزی شد.

they repainted the playground equipment for safety reasons.

آنها تجهیزات زمین بازی را به دلایل ایمنی دوباره رنگ‌آمیزی کردند.

the company repainted the office to create a more inviting atmosphere.

شرکت دفتر را دوباره رنگ‌آمیزی کرد تا فضایی دلپذیرتر ایجاد کند.

he repainted his car to give it a fresh look.

او ماشین خود را دوباره رنگ‌آمیزی کرد تا به آن ظاهری نو بخشد.

the walls were repainted to match the new furniture.

دیوارها دوباره رنگ‌آمیزی شدند تا با مبلمان جدید مطابقت داشته باشند.

we need to get the shutters repainted before winter.

ما باید قبل از زمستان پرده‌ها را دوباره رنگ‌آمیزی کنیم.

the community center was repainted as part of the renovation project.

مرکز اجتماعی به عنوان بخشی از پروژه بازسازی دوباره رنگ‌آمیزی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید