repainted walls
دیوارهای بازسازی شده
repainted furniture
وسایل تعمیر شده
repainted house
خانه بازسازی شده
repainted signs
تابلوهای بازسازی شده
repainted surfaces
سطوح بازسازی شده
repainted room
اتاق بازسازی شده
repainted fence
نرده بازسازی شده
repainted trim
تزئینات بازسازی شده
repainted deck
عرشه بازسازی شده
repainted ceiling
سقف بازسازی شده
the old fence was repainted last summer.
نردههای قدیمی تابستان گذشته رنگآمیزی شدند.
she decided to have her room repainted in bright colors.
او تصمیم گرفت اتاق خود را با رنگهای روشن دوباره رنگآمیزی کند.
the artist repainted the mural to restore its original beauty.
هنرمند نقاشی دیواری را دوباره رنگآمیزی کرد تا زیبایی اصلی آن را بازگرداند.
after the storm, the house was repainted to fix the damage.
بعد از طوفان، خانه برای رفع خسارت دوباره رنگآمیزی شد.
they repainted the playground equipment for safety reasons.
آنها تجهیزات زمین بازی را به دلایل ایمنی دوباره رنگآمیزی کردند.
the company repainted the office to create a more inviting atmosphere.
شرکت دفتر را دوباره رنگآمیزی کرد تا فضایی دلپذیرتر ایجاد کند.
he repainted his car to give it a fresh look.
او ماشین خود را دوباره رنگآمیزی کرد تا به آن ظاهری نو بخشد.
the walls were repainted to match the new furniture.
دیوارها دوباره رنگآمیزی شدند تا با مبلمان جدید مطابقت داشته باشند.
we need to get the shutters repainted before winter.
ما باید قبل از زمستان پردهها را دوباره رنگآمیزی کنیم.
the community center was repainted as part of the renovation project.
مرکز اجتماعی به عنوان بخشی از پروژه بازسازی دوباره رنگآمیزی شد.
repainted walls
دیوارهای بازسازی شده
repainted furniture
وسایل تعمیر شده
repainted house
خانه بازسازی شده
repainted signs
تابلوهای بازسازی شده
repainted surfaces
سطوح بازسازی شده
repainted room
اتاق بازسازی شده
repainted fence
نرده بازسازی شده
repainted trim
تزئینات بازسازی شده
repainted deck
عرشه بازسازی شده
repainted ceiling
سقف بازسازی شده
the old fence was repainted last summer.
نردههای قدیمی تابستان گذشته رنگآمیزی شدند.
she decided to have her room repainted in bright colors.
او تصمیم گرفت اتاق خود را با رنگهای روشن دوباره رنگآمیزی کند.
the artist repainted the mural to restore its original beauty.
هنرمند نقاشی دیواری را دوباره رنگآمیزی کرد تا زیبایی اصلی آن را بازگرداند.
after the storm, the house was repainted to fix the damage.
بعد از طوفان، خانه برای رفع خسارت دوباره رنگآمیزی شد.
they repainted the playground equipment for safety reasons.
آنها تجهیزات زمین بازی را به دلایل ایمنی دوباره رنگآمیزی کردند.
the company repainted the office to create a more inviting atmosphere.
شرکت دفتر را دوباره رنگآمیزی کرد تا فضایی دلپذیرتر ایجاد کند.
he repainted his car to give it a fresh look.
او ماشین خود را دوباره رنگآمیزی کرد تا به آن ظاهری نو بخشد.
the walls were repainted to match the new furniture.
دیوارها دوباره رنگآمیزی شدند تا با مبلمان جدید مطابقت داشته باشند.
we need to get the shutters repainted before winter.
ما باید قبل از زمستان پردهها را دوباره رنگآمیزی کنیم.
the community center was repainted as part of the renovation project.
مرکز اجتماعی به عنوان بخشی از پروژه بازسازی دوباره رنگآمیزی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید