colored

[ایالات متحده]/ˈkʌləd/
[بریتانیا]/'kʌlɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنگی، با رنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

brightly colored

رنگیار با طراوت

vibrantly colored

رنگیار پر جنب و جوش

richly colored

رنگیار غنی

boldly colored

رنگیار جسورانه

colored glaze

لعاب رنگی

colored paper

مقوا رنگی

جملات نمونه

when the pain ever unfelt in the colored street.

وقتی که دردی که دیگر احساس نمی‌شود در خیابان رنگارنگ.

took a rose-colored view of the situation.

یک دیدگاه صورتی رنگ از وضعیت داشت.

see the world through rose-colored glasses.

دنیا را از پشت عینک صورتی رنگ ببین.

The war colored the lives of all of us.

جنگ زندگی همه ما را تحت تاثیر قرار داد.

a parent who colored the children's lies.

والدینی که دروغ‌های کودکان را رنگ می‌کرد.

colored ink that does not copy well.

جوهر رنگی که خوب کپی نمی‌شود.

Annual spendable is white, cream-colored, ice-cream cream-colored what be a center with white is tonal.

هزینه سالانه قابل استفاده سفید، کرم رنگ، خامه ای کرم رنگ چه باشد یک مرکز با سفید است توناژ.

brightly colored venomous but nonaggressive snake of southeastern Asia and Malay peninsula.

مار زهرآگین اما غیرتهاجمی با رنگ‌های درخشان از جنوب شرقی آسیا و شبه جزیره مالزی.

small bright-colored American songbird with a weak unmusical song.

پرنده آوازخوان آمریکایی کوچک، رنگارنگ و روشن با آهنگی ضعیف و غیر موسیقیایی.

behavior that has colored my opinion of her;

رفتاری که نظر من را نسبت به او تحت تاثیر قرار داده است.

The flame in the furnace can be looked at through colored glasses.

شعله در کوره را می‌توان از پشت عینک‌های رنگی دید.

Shapes seem to emerge from the painting's parti-colored ground.

به نظر می‌رسد اشکال از پس‌زمینه رنگارنگ نقاشی بیرون می‌آیند.

On the basis of twenty years' accumulation, Jiangkouchun Group develop a colored liquor, Elide.

بر اساس بیست سال تجمع، گروه جیانگکوچون یک نوشیدنی رنگی به نام الید توسعه داد.

The top is colored with silver stain, and the bottom treated with thionine.

قسمت بالایی با رنگ نقره‌ای رنگ شده و قسمت پایینی با تیوئینیت درمان شده است.

And should you drop it into a tubful of cloudy, child-colored water, not to worry — it floats.

و اگر آن را در وان پر از آب ابری و رنگی کودکان رها کنید، نگران نباشید - روی آب شناور می شود.

Computer Graphics: an image is a bidimensional array of colored/gray/BW points.

گرافیک کامپیوتر: یک تصویر یک آرایه دو بعدی از نقاط رنگی/خاکستری/سیاه و سفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید