repayable

[ایالات متحده]/rɪˈpeɪəbɵl/
[بریتانیا]/rɪ'peəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل بازپرداخت، نیاز به بازپرداخت دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

repayable loan

وام قابل بازپرداخت

جملات نمونه

The amounts are repayable by instalments.

مبالغ قابل پرداخت به صورت اقساطی هستند.

repayable over a period of time

قابل بازپرداخت در طول یک دوره زمانی

repayable within a specified timeframe

قابل بازپرداخت در یک بازه زمانی مشخص

نمونه‌های واقعی

State-backed student loans, repayable only when graduates begin earning, were extended to cover the cost of the higher fees.

وام‌های دانشجویی دولتی، که فقط زمانی که فارغ‌التحصیلان شروع به کسب درآمد می‌کنند قابل بازپرداخت هستند، برای پوشش هزینه‌های بالاتر نیز گسترش یافتند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید