repealed

[ایالات متحده]/rɪˈpiːld/
[بریتانیا]/rɪˈpiːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی لغو کردن؛ برای فسخ یا باطل کردن یک قانون یا عمل

عبارات و ترکیب‌ها

law repealed

قانون لغو شده

act repealed

تصویب‌نامه لغو شده

repealed decision

تصمیم لغو شده

repealed regulation

مقررات لغو شده

repealed statute

قانون اساسی لغو شده

repealed rule

قانون لغو شده

repealed amendment

اصلاحیه لغو شده

repealed policy

سیاست لغو شده

repealed provision

تبصره لغو شده

repealed law

قانون لغو شده

جملات نمونه

the law was repealed after much debate.

قانون پس از بحث‌های فراوان لغو شد.

many people supported the decision to have the policy repealed.

بسیاری از مردم از تصمیم به لغو سیاست حمایت کردند.

the government repealed the outdated regulations.

دولت مقررات قدیمی را لغو کرد.

after the election, several controversial laws were repealed.

پس از انتخابات، چندین قانون بحث‌برانگیز لغو شد.

the organization called for the repealed law to be reinstated.

سازمان خواستار بازگرداندن قانون لغو شده شد.

activists celebrated when the discriminatory law was finally repealed.

فعالین با لغو نهایی قانون تبعیض‌آمیز جشن گرفتند.

the decision to repeal the tax increase was welcomed by citizens.

تصمیم به لغو افزایش مالیات توسط شهروندان مورد استقبال قرار گرفت.

some lawmakers are pushing to have the new law repealed.

برخی از قانونگذاران در تلاشند تا قانون جدید لغو شود.

it took years for the community to get the law repealed.

سال‌ها طول کشید تا جامعه بتواند قانون را لغو کند.

the controversial ban was repealed after public outcry.

ممنوعیت بحث‌برانگیز پس از اعتراضات مردمی لغو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید