she respects her parents and visits them every weekend.
او به والدینش احترام میگذارد و هر هفته از آنها دیدار میکند.
he respects the law, even when no one is watching.
او به قانون احترام میگذارد، حتی زمانی که کسی نظارت نمیکند.
our team respects the deadline and plans carefully.
تیم ما به مهلت پایبند است و برنامهریزی دقیقی انجام میدهد.
the manager respects your privacy and never shares personal details.
مدیر به حریم خصوصی شما احترام میگذارد و هرگز جزئیات شخصی را به اشتراک نمیگذارد.
she respects different cultures and asks thoughtful questions.
او به فرهنگهای مختلف احترام میگذارد و سؤالات فکربرانگیزی میپرسد.
he respects your decision and will support you either way.
او به تصمیم شما احترام میگذارد و در هر صورت از شما حمایت خواهد کرد.
the coach respects hard work and rewards consistent effort.
مربی به تلاش سخت احترام میگذارد و تلاش مداوم را پاداش میدهد.
she respects boundaries and always asks before borrowing anything.
او به حدود احترام میگذارد و همیشه قبل از قرض گرفتن هر چیزی میپرسد.
he respects authority but speaks up when something is wrong.
او به اقتدار احترام میگذارد اما زمانی که چیزی اشتباه است، صحبت میکند.
our company respects customer feedback and improves the product quickly.
شرکت ما به بازخورد مشتری احترام میگذارد و به سرعت محصول را بهبود میبخشد.
she respects the rules of the game and plays fairly.
او به قوانین بازی احترام میگذارد و منصفانه بازی میکند.
she respects her parents and visits them every weekend.
او به والدینش احترام میگذارد و هر هفته از آنها دیدار میکند.
he respects the law, even when no one is watching.
او به قانون احترام میگذارد، حتی زمانی که کسی نظارت نمیکند.
our team respects the deadline and plans carefully.
تیم ما به مهلت پایبند است و برنامهریزی دقیقی انجام میدهد.
the manager respects your privacy and never shares personal details.
مدیر به حریم خصوصی شما احترام میگذارد و هرگز جزئیات شخصی را به اشتراک نمیگذارد.
she respects different cultures and asks thoughtful questions.
او به فرهنگهای مختلف احترام میگذارد و سؤالات فکربرانگیزی میپرسد.
he respects your decision and will support you either way.
او به تصمیم شما احترام میگذارد و در هر صورت از شما حمایت خواهد کرد.
the coach respects hard work and rewards consistent effort.
مربی به تلاش سخت احترام میگذارد و تلاش مداوم را پاداش میدهد.
she respects boundaries and always asks before borrowing anything.
او به حدود احترام میگذارد و همیشه قبل از قرض گرفتن هر چیزی میپرسد.
he respects authority but speaks up when something is wrong.
او به اقتدار احترام میگذارد اما زمانی که چیزی اشتباه است، صحبت میکند.
our company respects customer feedback and improves the product quickly.
شرکت ما به بازخورد مشتری احترام میگذارد و به سرعت محصول را بهبود میبخشد.
she respects the rules of the game and plays fairly.
او به قوانین بازی احترام میگذارد و منصفانه بازی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید