he repents
او توبه میکند
she repents
او توبه میکند
truly repents
واقعاً توبه میکند
sincerely repents
صادقانه توبه میکند
repents loudly
با صدای بلند توبه میکند
repents deeply
به طور عمیق توبه میکند
he repents quickly
او به سرعت توبه میکند
she repents often
او اغلب توبه میکند
who repents
چه کسی توبه میکند
never repents
هیچ وقت توبه نمیکند
she repents for her past mistakes.
او برای اشتباهات گذشته خود پشیمان است.
he repents after realizing the consequences of his actions.
او پس از درک عواقب اعمال خود پشیمان است.
they say that he truly repents for his behavior.
می گویند که او واقعاً برای رفتارش پشیمان است.
she repents and seeks forgiveness from her friend.
او پشیمان است و طلب بخشش از دوست خود می کند.
after the argument, he repents for his harsh words.
پس از بحث، او برای حرف هایش پشیمان است.
many people repent when they face difficult situations.
بسیاری از مردم در هنگام مواجهه با شرایط دشوار پشیمان می شوند.
she often repents for not taking the opportunity.
او اغلب برای از دست دادن فرصت پشیمان است.
he repents and vows to change his ways.
او پشیمان است و قول می دهد که روش های خود را تغییر دهد.
in the end, she repents and makes amends.
در نهایت، او پشیمان است و جبران می کند.
true repentance means one genuinely repents for their actions.
پشیمانی واقعی به این معناست که یک فرد به طور واقعی برای اعمال خود پشیمان باشد.
he repents
او توبه میکند
she repents
او توبه میکند
truly repents
واقعاً توبه میکند
sincerely repents
صادقانه توبه میکند
repents loudly
با صدای بلند توبه میکند
repents deeply
به طور عمیق توبه میکند
he repents quickly
او به سرعت توبه میکند
she repents often
او اغلب توبه میکند
who repents
چه کسی توبه میکند
never repents
هیچ وقت توبه نمیکند
she repents for her past mistakes.
او برای اشتباهات گذشته خود پشیمان است.
he repents after realizing the consequences of his actions.
او پس از درک عواقب اعمال خود پشیمان است.
they say that he truly repents for his behavior.
می گویند که او واقعاً برای رفتارش پشیمان است.
she repents and seeks forgiveness from her friend.
او پشیمان است و طلب بخشش از دوست خود می کند.
after the argument, he repents for his harsh words.
پس از بحث، او برای حرف هایش پشیمان است.
many people repent when they face difficult situations.
بسیاری از مردم در هنگام مواجهه با شرایط دشوار پشیمان می شوند.
she often repents for not taking the opportunity.
او اغلب برای از دست دادن فرصت پشیمان است.
he repents and vows to change his ways.
او پشیمان است و قول می دهد که روش های خود را تغییر دهد.
in the end, she repents and makes amends.
در نهایت، او پشیمان است و جبران می کند.
true repentance means one genuinely repents for their actions.
پشیمانی واقعی به این معناست که یک فرد به طور واقعی برای اعمال خود پشیمان باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید