food repletion
اشتهای مجدد
repletion state
وضعیت اشتهای مجدد
repletion syndrome
سندرم اشتهای مجدد
repletion therapy
درمان اشتهای مجدد
water repletion
اشتهای مجدد آب
caloric repletion
اشتهای مجدد کالری
nutrient repletion
اشتهای مجدد مواد مغذی
repletion effects
اثرات اشتهای مجدد
repletion process
فرآیند اشتهای مجدد
repletion level
سطح اشتهای مجدد
his repletion with knowledge impressed everyone at the conference.
تکرر او با دانش، بر همه در کنفرانس تأثیر گذاشت.
after a meal, she felt a sense of repletion that made her sleepy.
بعد از یک وعده غذایی، او احساس سیری کرد که باعث خواب آلودگی او شد.
the repletion of the lake was evident after the heavy rains.
تکرر دریاچه پس از باران های شدید آشکار بود.
he spoke with repletion about his travels around the world.
او با تکرر در مورد سفر هایش در سراسر جهان صحبت کرد.
her repletion of ideas made the project more innovative.
تکرر ایده های او باعث نوآورانه تر شدن پروژه شد.
the garden's repletion with flowers attracted many bees.
تکرر باغ با گل ها، زنبورهای زیادی را به خود جذب کرد.
his repletion of experience made him a valuable team member.
تکرر تجربه او باعث شد که او یک عضو ارزشمند تیم باشد.
the repletion of resources in the area has led to rapid development.
تکرر منابع در منطقه منجر به توسعه سریع شده است.
she enjoyed the repletion of flavors in the gourmet dish.
او از تکرر طعم ها در غذای گران قیمت لذت برد.
the repletion of data helped researchers draw accurate conclusions.
تکرر داده ها به محققان کمک کرد تا نتیجه گیری های دقیقی انجام دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید