repletion

[ایالات متحده]/rɪˈpliːʃən/
[بریتانیا]/rɪˈpliːʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت پر بودن یا پر بودن؛ شرایطی که در آن بیش از حد خورده شده است؛ وضعیت پزشکی پر بودن با خون

عبارات و ترکیب‌ها

food repletion

اشتهای مجدد

repletion state

وضعیت اشتهای مجدد

repletion syndrome

سندرم اشتهای مجدد

repletion therapy

درمان اشتهای مجدد

water repletion

اشتهای مجدد آب

caloric repletion

اشتهای مجدد کالری

nutrient repletion

اشتهای مجدد مواد مغذی

repletion effects

اثرات اشتهای مجدد

repletion process

فرآیند اشتهای مجدد

repletion level

سطح اشتهای مجدد

جملات نمونه

his repletion with knowledge impressed everyone at the conference.

تکرر او با دانش، بر همه در کنفرانس تأثیر گذاشت.

after a meal, she felt a sense of repletion that made her sleepy.

بعد از یک وعده غذایی، او احساس سیری کرد که باعث خواب آلودگی او شد.

the repletion of the lake was evident after the heavy rains.

تکرر دریاچه پس از باران های شدید آشکار بود.

he spoke with repletion about his travels around the world.

او با تکرر در مورد سفر هایش در سراسر جهان صحبت کرد.

her repletion of ideas made the project more innovative.

تکرر ایده های او باعث نوآورانه تر شدن پروژه شد.

the garden's repletion with flowers attracted many bees.

تکرر باغ با گل ها، زنبورهای زیادی را به خود جذب کرد.

his repletion of experience made him a valuable team member.

تکرر تجربه او باعث شد که او یک عضو ارزشمند تیم باشد.

the repletion of resources in the area has led to rapid development.

تکرر منابع در منطقه منجر به توسعه سریع شده است.

she enjoyed the repletion of flavors in the gourmet dish.

او از تکرر طعم ها در غذای گران قیمت لذت برد.

the repletion of data helped researchers draw accurate conclusions.

تکرر داده ها به محققان کمک کرد تا نتیجه گیری های دقیقی انجام دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید