reportable

[ایالات متحده]/rɪˈpɔːtəbl/
[بریتانیا]/rɪˈpɔrtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل گزارش دادن; شایسته گزارش

عبارات و ترکیب‌ها

reportable incident

واقعه قابل گزارش

reportable quantity

مقدار قابل گزارش

reportable data

اطلاعات قابل گزارش

reportable findings

یافت‌های قابل گزارش

reportable issue

مشکل قابل گزارش

reportable event

رویداد قابل گزارش

reportable risk

ریسک قابل گزارش

reportable action

اقدام قابل گزارش

reportable change

تغییر قابل گزارش

reportable outcome

نتیجه قابل گزارش

جملات نمونه

the incident was deemed reportable to the authorities.

این حادثه به عنوان قابل گزارش بودن برای مقامات در نظر گرفته شد.

all reportable cases must be documented carefully.

تمام موارد قابل گزارش باید به دقت مستند شوند.

she submitted a reportable event to her supervisor.

او یک مورد قابل گزارش را به سرپرست خود ارائه کرد.

is this information reportable under the new regulations?

آیا این اطلاعات تحت مقررات جدید قابل گزارش است؟

we need to identify all reportable injuries in the workplace.

ما باید تمام آسیب های قابل گزارش در محل کار را شناسایی کنیم.

the reportable findings were alarming and required immediate action.

یافته های قابل گزارش نگران کننده بودند و نیاز به اقدام فوری داشتند.

he was trained to recognize reportable conditions.

او برای تشخیص شرایط قابل گزارش آموزش دیده بود.

there are specific criteria for what is considered reportable.

معیارهای خاصی برای آنچه قابل گزارش در نظر گرفته می شود وجود دارد.

failure to report reportable incidents can lead to penalties.

عدم گزارش حوادث قابل گزارش می تواند منجر به مجازات شود.

the company has a protocol for handling reportable issues.

شرکت پروتکلی برای رسیدگی به مسائل قابل گزارش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید