documentable evidence
گواهی قابل مستندسازی
documentable process
فرآیند قابل مستندسازی
documentable actions
اقدامات قابل مستندسازی
documentable results
نتایج قابل مستندسازی
documentable information
اطلاعات قابل مستندسازی
documentable claims
ادعاهای قابل مستندسازی
documentable standards
استانداردهای قابل مستندسازی
documentable practices
روشهای قابل مستندسازی
documentable criteria
معیارهای قابل مستندسازی
documentable outcomes
نتایج حاصله قابل مستندسازی
the research findings are documentable through various sources.
یافتههای تحقیق قابل مستندسازی از طریق منابع مختلف هستند.
her achievements are easily documentable in her portfolio.
دستاوردهای او به راحتی در نمونه کارش قابل مستندسازی هستند.
all expenses must be documentable for reimbursement.
تمام هزینهها باید برای بازپرداخت قابل مستندسازی باشند.
we need documentable evidence to support our claims.
ما به مدارک قابل اثبات برای حمایت از ادعای خود نیاز داریم.
the project outcomes are not yet fully documentable.
نتایج پروژه هنوز به طور کامل قابل مستندسازی نیستند.
her experience in the field is documentable and relevant.
تجربه او در این زمینه قابل مستندسازی و مرتبط است.
it's important to keep documentable records of all transactions.
حفظ سوابق قابل مستندسازی از تمام معاملات مهم است.
his contributions to the project are documentable by several reports.
مشارکتهای او در پروژه توسط چندین گزارش قابل مستندسازی است.
we require documentable steps for the approval process.
ما مراحل قابل مستندسازی برای فرآیند تأییدیه نیاز داریم.
the findings should be documentable in a formal report.
یافتهها باید در یک گزارش رسمی قابل مستندسازی باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید