reposited

[ایالات متحده]/rɪˈpɒzɪtɪd/
[بریتانیا]/rɪˈpɑːzɪtɪd/

ترجمه

v. چیزی را در یک موقعیت خاص ذخیره یا قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

reposited funds

صندوق‌های سپرده شده

reposited assets

دارایی‌های سپرده شده

reposited documents

مدارک سپرده شده

reposited information

اطلاعات سپرده شده

reposited materials

مواد سپرده شده

reposited data

داده‌های سپرده شده

reposited items

موارد سپرده شده

reposited resources

منابع سپرده شده

reposited evidence

دلایل سپرده شده

جملات نمونه

the funds were reposited in a secure account.

وجوه در یک حساب امن واریز شدند.

all documents should be reposited in the designated folder.

تمام اسناد باید در پوشه تعیین شده واریز شوند.

she reposited her trust in his abilities.

او اعتماد خود را به توانایی های او واریز کرد.

the jewelry was reposited in a safety deposit box.

جواهرات در یک جعبه سپرده امن واریز شد.

he reposited his hopes on a successful outcome.

او امیدوار بود که نتیجه موفقیت آمیز باشد.

the data was reposited on the cloud for easy access.

داده ها برای دسترسی آسان در فضای ابری واریز شدند.

she reposited her old books at the library.

او کتاب های قدیمی خود را در کتابخانه واریز کرد.

the trust funds were reposited for future use.

صندوق های امانت برای استفاده آینده واریز شدند.

he reposited his confidence in the team’s strategy.

او اعتماد خود را به استراتژی تیم داشت.

all assets must be reposited before the audit.

تمام دارایی ها باید قبل از حسابرسی واریز شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید