reprehensibly

[ایالات متحده]/ˌrɛprɪˈhɛnsəblɪ/
[بریتانیا]/ˌrɛprɪˈhɛnəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که شایسته سرزنش یا انتقاد باشد

عبارات و ترکیب‌ها

reprehensibly poor

بسیار بد

reprehensibly wrong

به شدت اشتباه

reprehensibly selfish

بسیار خودخواه

reprehensibly cruel

بسیار بی‌رحم

reprehensibly dishonest

بسیار نادرست

reprehensibly negligent

بسیار بی‌احتیاط

reprehensibly rude

بسیار بی‌ادب

reprehensibly illegal

بسیار غیرقانونی

reprehensibly biased

بسیار جانبدارانه

reprehensibly unfair

بسیار ناعادلانه

جملات نمونه

his behavior was reprehensibly selfish during the meeting.

رفتار او در طول جلسه به طرز تحقیرآمیزی خودخواهانه بود.

she acted reprehensibly by spreading false rumors.

او با انتشار شایعات نادرست به طرز تحقیرآمیزی عمل کرد.

the company was criticized for its reprehensibly poor customer service.

شرکت به دلیل خدمات مشتری بسیار ضعیفش به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.

reprehensibly, he ignored the safety regulations.

به طرز تحقیرآمیزی، او مقررات ایمنی را نادیده گرفت.

her reprehensibly rude comments shocked everyone at the event.

اظهارات بسیار زننده و بی‌ادبانه او باعث حیرت همه در آن رویداد شد.

it is reprehensibly unethical to take credit for someone else's work.

گرفتن اعتبار کار دیگران به طرز تحقیرآمیزی غیراخلاقی است.

he reprehensibly failed to acknowledge his mistakes.

او به طرز تحقیرآمیزی از پذیرش اشتباهات خود ناتوان بود.

the reprehensibly high levels of pollution are alarming.

سطوح آلودگی به طرز تحقیرآمیزی بالا نگران کننده است.

they acted reprehensibly in the face of adversity.

آنها در برابر سختی ها به طرز تحقیرآمیزی عمل کردند.

reprehensibly, the team disregarded the rules of fair play.

به طرز تحقیرآمیزی، تیم قوانین بازی منصفانه را نادیده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید