reprisals

[ایالات متحده]/rɪˈpraɪzəlz/
[بریتانیا]/rɪˈpraɪzəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.عملیات تلافی جویانه

عبارات و ترکیب‌ها

violent reprisals

واکنش‌های خشونت‌آمیز

retaliatory reprisals

واکنش‌های تلافی‌جویانه

immediate reprisals

واکنش‌های فوری

harsh reprisals

واکنش‌های شدید

potential reprisals

واکنش‌های بالقوه

military reprisals

واکنش‌های نظامی

swift reprisals

واکنش‌های سریع

threat of reprisals

تهدید انتقام

economic reprisals

واکنش‌های اقتصادی

covert reprisals

واکنش‌های پنهانی

جملات نمونه

the government warned against any reprisals after the protest.

دولت هشدار داد که پس از اعتراض، از هرگونه تلافی‌جویی خودداری شود.

they feared reprisals from the opposing party.

آنها از تلافی‌جویی از سوی حزب رقیب می‌ترسیدند.

reprisals can escalate conflicts rather than resolve them.

تلافی‌جویی می‌تواند باعث تشدید درگیری‌ها شود، به جای حل آن‌ها.

many people were reluctant to speak out due to fear of reprisals.

بسیاری از مردم به دلیل ترس از تلافی‌جویی، در مورد صحبت کردن اکراه داشتند.

the organization condemned the reprisals against its members.

سازمان تلافی‌جویی علیه اعضای خود را محکوم کرد.

reprisals often lead to a cycle of violence.

تلافی‌جویی اغلب منجر به چرخه خشونت می‌شود.

officials promised to investigate any claims of reprisals.

مسؤولان قول دادند هرگونه ادعای تلافی‌جویی را بررسی کنند.

he faced reprisals after whistleblowing on corruption.

او پس از افشای فساد با تلافی‌جویی روبرو شد.

reprisals against civilians are considered a war crime.

تلافی‌جویی علیه غیرنظامیان به عنوان جنایت جنگی در نظر گرفته می‌شود.

they took precautions to avoid reprisals from rival gangs.

آنها برای جلوگیری از تلافی‌جویی از سوی باندهای رقیب، اقدامات احتیاطی انجام دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید