spoke reproachfully
با حالتی سرزنشآمیز صحبت کرد
glared reproachfully
با حالتی سرزنشآمیز چشم غره کرد
sighed reproachfully
با حالتی سرزنشآمیز آه کشید
gazed reproachfully
با حالتی سرزنشآمیز نگاه کرد
muttered reproachfully
با حالتی سرزنشآمیز غرغر کرد
whispered reproachfully
با حالتی سرزنشآمیز زمزمه کرد
She looked at him reproachfully.
او با حالتی متکبرانه به او نگاه کرد.
He spoke to her reproachfully.
او با حالتی متکبرانه با او صحبت کرد.
The teacher reproachfully reminded the students to hand in their assignments on time.
معلم به طور متکبرانه به دانش آموزان یادآوری کرد که تکالیف خود را به موقع تحویل دهند.
She sighed reproachfully, disappointed by his actions.
او با حالتی متکبرانه آهی کشید و از اعمال او ناامید شد.
He shook his head reproachfully, indicating his disapproval.
او سرش را به طور متکبرانه تکان داد و نشان داد که مخالف است.
The manager looked at the employee reproachfully for making the same mistake again.
مدیر با حالتی متکبرانه به کارمند نگاه کرد که دوباره همان اشتباه را مرتکب شده است.
She reproachfully pointed out the flaws in his argument.
او با حالتی متکبرانه به نقاط ضعف استدلال او اشاره کرد.
He reproachfully asked why she hadn't informed him earlier.
او با حالتی متکبرانه پرسید چرا او قبلاً به او اطلاع نداده است.
The disappointed parent reproachfully scolded their child for lying.
والدین ناامید به طور متکبرانه کودک خود را به دروغ گفتن سرزنش کردند.
The dog looked at its owner reproachfully after being scolded.
سگ پس از اینکه سرزنش شد، با حالتی متکبرانه به صاحب خود نگاه کرد.
" Ron, don't hit him! " said a girl's voice reproachfully.
" رون، به او نزن!" گفت صدای یک دختر به لحنی سرزنشآمیز.
منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince" But a very serious one to me, " returned the King reproachfully.
" اما برای من بسیار جدی بود،" پادشاه با لحنی سرزنشآمیز پاسخ داد.
منبع: The Adventures of Sherlock HolmesI took him into the pantry where he looked a little reproachfully at the Finn.
من او را به انبار بردم که آنجا با نگاهی کمی سرزنشآمیز به فین نگاه کرد.
منبع: The Great Gatsby (Original Version)" Now, now, boys, " squeaked Professor Flitwick reproachfully.
" حالا، حالا، پسرها،" پروفسور فلیتویک با لحنی سرزنشآمیز جیغ زد.
منبع: Harry Potter and the Half-Blood PrinceYou've hurt me! said a childish voice, reproachfully.
تو باعث شدی آسیب ببینم! گفت صدای کودکانه، با لحنی سرزنشآمیز.
منبع: A Study in Scarlet by Sherlock HolmesHedwig's large, round, amber eyes gazed reproachfully at him over the dead frog clamped in her beak.
چشمان بزرگ، گرد و کهربایی هدویک با نگاهی سرزنشآمیز به او از روی قاواگ کلنگ شده در نوک منقار او نگاه کرد.
منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix" No, I drank champagne and romped and tried to flirt, and was altogether abominable, " said Meg self–reproachfully.
" نه، من شامپاین نوشیدم و بازی کردم و سعی کردم اغوا کنم و به طور کلی منفور بودم،" مگ با لحنی خودسرزنشآمیز گفت.
منبع: Little Women (Bilingual Edition)He waved his finger reproachfully at Dick.
او با انگشت خود به طور سرزنشآمیز به سمت دیک اشاره کرد.
منبع: The Night's Gentle Embrace (Part 1)He turned his earnest gaze upon me reproachfully.
او با نگاهی جدی و سرزنشآمیز به من نگاه کرد.
منبع: Murder at the golf courseBut why did he look so reproachfully at Paklin?
اما چرا او با چنین نگاهی سرزنشآمیز به پاکلین نگاه کرد؟
منبع: The Virgin Land (Part 2)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید