censuringly

[ایالات متحده]/[ˈsɛnʃərɪŋli]/
[بریتانیا]/[ˈsɛnʃərɪŋli]/

ترجمه

adv. به روشی سرزنش‌آمیز؛ با انتقاد تند؛ به گونه‌ای که مخالفت شدید را نشان می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

censuringly remarked

با لحنی سرزنش‌آمیز اظهار نظر کرد

speaking censuringly

با لحنی سرزنش‌آمیز صحبت کردن

censuringly dismissed

با لحنی سرزنش‌آمیز کنار گذاشت

censuringly stated

با لحنی سرزنش‌آمیز بیان کرد

censuringly looked

با نگاهی سرزنش‌آمیز نگاه کرد

censuringly responded

با لحنی سرزنش‌آمیز پاسخ داد

censuringly criticized

با لحنی سرزنش‌آمیز انتقاد کرد

censuringly pointed

با لحنی سرزنش‌آمیز اشاره کرد

censuringly rebuked

با لحنی سرزنش‌آمیز توبیخ کرد

censuringly addressed

با لحنی سرزنش‌آمیز صحبت کرد

جملات نمونه

the critic censuredly dismissed the film as predictable and unoriginal.

منتقد به شدت و با لحنی سرزنش‌آمیز فیلم را پیش‌بینی‌شده و غیر اصیل خواند.

she looked at him censuringly after he spilled coffee on her new dress.

او پس از اینکه او قهوه را روی لباس جدیدش ریخت، با لحنی سرزنش‌آمیز به او نگاه کرد.

the manager censuredly reprimanded the employee for their repeated tardiness.

مدیر به شدت و با لحنی سرزنش‌آمیز کارمند را به دلیل دیر رسیدن‌های مکررش توبیخ کرد.

the newspaper published an article censuringly detailing the politician's financial dealings.

روزنامه مقاله‌ای را منتشر کرد که با لحنی سرزنش‌آمیز از معاملات مالی سیاستمدار جزئیات می‌داد.

he listened to his father's censuringly delivered lecture on responsibility.

او به سخنرانی پدرش در مورد مسئولیت که با لحنی سرزنش‌آمیز ارائه شده بود گوش داد.

the board of directors censuredly addressed the company's declining profits.

هیئت مدیره به شدت و با لحنی سرزنش‌آمیز به کاهش سود شرکت پرداخت.

the teacher censuredly corrected the student's grammar on the essay.

معلم به شدت و با لحنی سرزنش‌آمیز دستور زبان دانش‌آموز را در مقاله تصحیح کرد.

the judge censuredly warned the defendant about their behavior in court.

قاضی با لحنی سرزنش‌آمیز به متهم در مورد رفتارشان در دادگاه هشدار داد.

the report censuredly outlined the flaws in the project's planning.

گزارش با لحنی سرزنش‌آمیز نقاط ضعف در برنامه ریزی پروژه را شرح داد.

the audience reacted censuringly to the comedian's offensive jokes.

مخاطبان با لحنی سرزنش‌آمیز به شوخی‌های زننده کمدین واکنش نشان دادند.

the government censuredly condemned the terrorist attack on the city.

دولت به شدت و با لحنی سرزنش‌آمیز حمله تروریستی به شهر را محکوم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید