reprobating behavior
رفتار نکوهشآمیز
reprobating remarks
اظهارات نکوهشآمیز
reprobating actions
اقدامات نکوهشآمیز
reprobating attitude
نگاه نکوهشآمیز
reprobating comments
نظرات نکوهشآمیز
reprobating decisions
تصمیمات نکوهشآمیز
reprobating conduct
رفتار نکوهشآمیز
reprobating policies
سیاستهای نکوهشآمیز
reprobating practices
روشهای نکوهشآمیز
reprobating thoughts
افکار نکوهشآمیز
many people are reprobating the government's decision.
بسیاری از مردم در حال محکوم کردن تصمیم دولت هستند.
she couldn't help reprobating his rude behavior.
او نمیتوانست از محکوم کردن رفتار بیادبانه او صرف نظر کند.
the critics are reprobating the film for its lack of originality.
منتقدان فیلم را به دلیل فقدان اصالت محکوم میکنند.
reprobating violence in media is essential for a healthy society.
محکوم کردن خشونت در رسانه برای داشتن یک جامعه سالم ضروری است.
he spent hours reprobating the unfair treatment of workers.
او ساعتها را صرف محکوم کردن رفتار ناعادلانه با کارگران کرد.
reprobating corruption is a common theme in his speeches.
محکوم کردن فساد یک موضوع رایج در سخنرانیهای او است.
they were reprobating the company's unethical practices.
آنها در حال محکوم کردن شیوههای غیراخلاقی شرکت بودند.
reprobating discrimination is crucial for social progress.
محکوم کردن تبعیض برای پیشرفت اجتماعی بسیار مهم است.
she felt compelled to start reprobating the injustice she witnessed.
او احساس کرد که مجبور است شروع به محکوم کردن بیعدالتی که شاهد آن بود کند.
reprobating harmful stereotypes can help change public perception.
محکوم کردن کلیشههای مضر میتواند به تغییر درک عمومی کمک کند.
reprobating behavior
رفتار نکوهشآمیز
reprobating remarks
اظهارات نکوهشآمیز
reprobating actions
اقدامات نکوهشآمیز
reprobating attitude
نگاه نکوهشآمیز
reprobating comments
نظرات نکوهشآمیز
reprobating decisions
تصمیمات نکوهشآمیز
reprobating conduct
رفتار نکوهشآمیز
reprobating policies
سیاستهای نکوهشآمیز
reprobating practices
روشهای نکوهشآمیز
reprobating thoughts
افکار نکوهشآمیز
many people are reprobating the government's decision.
بسیاری از مردم در حال محکوم کردن تصمیم دولت هستند.
she couldn't help reprobating his rude behavior.
او نمیتوانست از محکوم کردن رفتار بیادبانه او صرف نظر کند.
the critics are reprobating the film for its lack of originality.
منتقدان فیلم را به دلیل فقدان اصالت محکوم میکنند.
reprobating violence in media is essential for a healthy society.
محکوم کردن خشونت در رسانه برای داشتن یک جامعه سالم ضروری است.
he spent hours reprobating the unfair treatment of workers.
او ساعتها را صرف محکوم کردن رفتار ناعادلانه با کارگران کرد.
reprobating corruption is a common theme in his speeches.
محکوم کردن فساد یک موضوع رایج در سخنرانیهای او است.
they were reprobating the company's unethical practices.
آنها در حال محکوم کردن شیوههای غیراخلاقی شرکت بودند.
reprobating discrimination is crucial for social progress.
محکوم کردن تبعیض برای پیشرفت اجتماعی بسیار مهم است.
she felt compelled to start reprobating the injustice she witnessed.
او احساس کرد که مجبور است شروع به محکوم کردن بیعدالتی که شاهد آن بود کند.
reprobating harmful stereotypes can help change public perception.
محکوم کردن کلیشههای مضر میتواند به تغییر درک عمومی کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید