repurpose

[ایالات متحده]/ˌriːˈpɜːpəs/
[بریتانیا]/ˌriːˈpɜːrpəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به چیزی هدف یا کاربرد جدیدی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

repurpose materials

استفاده مجدد از مصالح

repurpose items

استفاده مجدد از اقلام

repurpose space

استفاده مجدد از فضا

repurpose furniture

استفاده مجدد از مبلمان

repurpose waste

بازیافت زباله

repurpose technology

استفاده مجدد از فناوری

repurpose resources

استفاده مجدد از منابع

repurpose tools

استفاده مجدد از ابزارها

repurpose projects

استفاده مجدد از پروژه ها

repurpose designs

استفاده مجدد از طرح ها

جملات نمونه

we can repurpose old furniture into new designs.

ما می‌توانیم مبلمان قدیمی را به طرح‌های جدید تبدیل کنیم.

many companies repurpose waste materials for sustainability.

بسیاری از شرکت‌ها از مواد زائد برای پایداری دوباره استفاده می‌کنند.

she decided to repurpose her garden shed into an art studio.

او تصمیم گرفت انبار باغ خود را به یک استودیوی هنری تبدیل کند.

they plan to repurpose the old factory into a community center.

آنها قصد دارند کارخانه قدیمی را به یک مرکز اجتماعی تبدیل کنند.

we should repurpose our marketing strategies for better results.

ما باید استراتژی‌های بازاریابی خود را برای نتایج بهتر دوباره استفاده کنیم.

he found a way to repurpose his skills in a new industry.

او راهی برای استفاده مجدد از مهارت‌های خود در یک صنعت جدید پیدا کرد.

she loves to repurpose vintage clothing into modern outfits.

او عاشق استفاده مجدد از لباس‌های قدیمی به عنوان لباس‌های مدرن است.

they are looking for ways to repurpose their old technology.

آنها به دنبال راه‌هایی برای استفاده مجدد از فناوری قدیمی خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید