resected tissue
بافت برداشته شده
resected area
منطقه برداشته شده
resected mass
توده برداشته شده
resected tumor
تومور برداشته شده
resected segment
قطعه برداشته شده
resected lesion
ضایعه برداشته شده
resected specimen
نمونه برداشته شده
resected portion
بخشی که برداشته شده
resected gland
غده برداشته شده
resected fragment
قطعه کوچک برداشته شده
the tumor was successfully resected during the surgery.
تومور در طول جراحی با موفقیت برداشته شد.
after the injury, part of the bone was resected to promote healing.
پس از آسیب، بخشی از استخوان برای تسریع در بهبودی برداشته شد.
doctors often resected damaged tissue to prevent infection.
پزشکان اغلب بافت آسیب دیده را برای جلوگیری از عفونت بر می داشتند.
in some cases, the gallbladder is resected to alleviate pain.
در برخی موارد، کیسه صفرا برای تسکین درد برداشته می شود.
the surgeon resected the affected area to ensure the patient's recovery.
جراح ناحیه آسیب دیده را برای اطمینان از بهبودی بیمار برداشت.
resecting the fibroid can help reduce heavy menstrual bleeding.
برداشتن فیبروئید می تواند به کاهش خونریزی شدید قاعدگی کمک کند.
he had a resected section of his colon due to cancer.
او به دلیل سرطان بخشی از روده بزرگ خود را برداشته بود.
the procedure involves resecting the damaged part of the organ.
این روش شامل برداشتن قسمت آسیب دیده عضو است.
resected lymph nodes are examined for cancer spread.
غدد لنفاوی برداشته شده برای بررسی گسترش سرطان بررسی می شوند.
in severe cases, a large portion of the liver may be resected.
در موارد شدید، ممکن است بخش بزرگی از کبد برداشته شود.
resected tissue
بافت برداشته شده
resected area
منطقه برداشته شده
resected mass
توده برداشته شده
resected tumor
تومور برداشته شده
resected segment
قطعه برداشته شده
resected lesion
ضایعه برداشته شده
resected specimen
نمونه برداشته شده
resected portion
بخشی که برداشته شده
resected gland
غده برداشته شده
resected fragment
قطعه کوچک برداشته شده
the tumor was successfully resected during the surgery.
تومور در طول جراحی با موفقیت برداشته شد.
after the injury, part of the bone was resected to promote healing.
پس از آسیب، بخشی از استخوان برای تسریع در بهبودی برداشته شد.
doctors often resected damaged tissue to prevent infection.
پزشکان اغلب بافت آسیب دیده را برای جلوگیری از عفونت بر می داشتند.
in some cases, the gallbladder is resected to alleviate pain.
در برخی موارد، کیسه صفرا برای تسکین درد برداشته می شود.
the surgeon resected the affected area to ensure the patient's recovery.
جراح ناحیه آسیب دیده را برای اطمینان از بهبودی بیمار برداشت.
resecting the fibroid can help reduce heavy menstrual bleeding.
برداشتن فیبروئید می تواند به کاهش خونریزی شدید قاعدگی کمک کند.
he had a resected section of his colon due to cancer.
او به دلیل سرطان بخشی از روده بزرگ خود را برداشته بود.
the procedure involves resecting the damaged part of the organ.
این روش شامل برداشتن قسمت آسیب دیده عضو است.
resected lymph nodes are examined for cancer spread.
غدد لنفاوی برداشته شده برای بررسی گسترش سرطان بررسی می شوند.
in severe cases, a large portion of the liver may be resected.
در موارد شدید، ممکن است بخش بزرگی از کبد برداشته شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید