reservist

[ایالات متحده]/rɪ'zɜːvɪst/
[بریتانیا]/rɪˈzɚvɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد نظامی که عضو یک نیروی ذخیره است
شکل‌های واژه

جملات نمونه

The reservist was called up for active duty.

سرباز ذخیره برای خدمت فعال فراخوانده شد.

He served as a reservist in the army for five years.

او به مدت پنج سال به عنوان یک سرباز ذخیره در ارتش خدمت کرد.

Reservists are required to undergo regular training.

سربازان ذخیره موظف به گذراندن آموزش منظم هستند.

The reservist received a commendation for his service.

سرباز ذخیره برای خدمات خود مورد تقدیر قرار گرفت.

She juggles her career as a nurse with her role as a reservist.

او شغل خود را به عنوان پرستار با نقش خود به عنوان یک سرباز ذخیره متعادل می‌کند.

Reservists play a crucial role in national defense.

سربازان ذخیره نقش مهمی در دفاع ملی ایفا می‌کنند.

The reservist was proud to serve his country.

سرباز ذخیره به خاطر خدمت به کشورش افتخار می‌کرد.

The reservist was deployed to a conflict zone.

سرباز ذخیره به یک منطقه جنگی اعزام شد.

Reservists are often called upon in times of emergency.

سربازان ذخیره اغلب در مواقع اضطراری مورد نیاز قرار می‌گیرند.

The reservist's family supported his decision to serve.

خانواده سرباز ذخیره از تصمیم او برای خدمت حمایت کرد.

نمونه‌های واقعی

The huge exodus began last week, after Russia said it would call up 300,000 reservists.

بزرگترین خروج هفته گذشته آغاز شد، پس از آنکه روسیه اعلام کرد 300000 ذخیره نیرو را فراخواند.

منبع: AP Listening October 2022 Collection

The military is pummelling the territory with air strikes and calling up a record 300,000 reservists.

ارتش منطقه را با حملات هوایی بمباران می کند و به طور بی سابقه ای 300000 ذخیره نیرو را فراخواند.

منبع: Financial Times

Calling for reservists now is unnecessary, he says.

او می گوید فراخوان ذخیره نیرو در حال حاضر غیر ضروری است.

منبع: CNN 10 Student English September 2022 Collection

Whelan, who's 50 years old, was a U.S. Marine reservist who was serving in Iraq in 2006.

ولن، که 50 سال دارد، یک تفنگدار دریایی ذخیره ایالات متحده بود که در سال 2006 در عراق خدمت می کرد.

منبع: NPR News June 2020 Compilation

It’s just reservists and those with military experience at the moment.

در حال حاضر فقط ذخیره نیرو و کسانی که تجربه نظامی دارند.

منبع: CNN 10 Student English September 2022 Collection

Earlier, the Israeli defense minister approved the call-up of 9,000 more reservists.

پیشتر، وزیر دفاع اسرائیل فراخوان 9000 ذخیره نیرو بیشتر را تایید کرد.

منبع: PBS Interview Social Series

David Brown was speaking following the fatal shooting of five police officers last week by a former army reservist.

دیوید براون در پی تیراندازی مرگبار به پنج افسر پلیس توسط یک ذخیره نیرو سابق ارتش، صحبت کرد.

منبع: BBC Listening Collection July 2016

And it faces a much smaller Ukrainian force, including many reservists and new volunteers.

و با یک نیروی اوکراینی بسیار کوچکتر روبرو است که شامل بسیاری از ذخیره نیرو و داوطلبان جدید است.

منبع: VOA Standard April 2014 Collection

Broadwell's a West Point graduate, an army reservist who wrote a biography of Petraeus.

برودول یک فارغ التحصیل از وست پوینت، یک ذخیره نیرو ارتش است که زندگی نامه پترائوس را نوشته است.

منبع: NPR News December 2012 Compilation

The shooter was 34-year-old Aaron Alexis, a former Navy reservist, most recently stationed in Texas.

تیرانداز 34 ساله آرون الکسیس، یک ذخیره نیرو سابق نیروی دریایی بود که اخیراً در تگزاس مستقر بود.

منبع: NPR News September 2013 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید