| جمع | reshes |
fresh air
هواى تازه
fresh start
شروع تازه
fresh fruit
میوه تازه
fresh ideas
ایدههای نو
fresh look
ظاهر جدید
fresh perspective
دیدگاه تازه
fresh produce
محصولات تازه
fresh paint
رنگ جدید
fresh tracks
ردپای تازه
fresh catch
گرفتی تازه
she decided to reshuffle the project team.
او تصمیم گرفت تیم پروژه را دوباره تنظیم کند.
they need to reshuffle the schedule for next week.
آنها نیاز دارند برنامه ریزی هفته آینده را دوباره تنظیم کنند.
the company plans to reshuffle its management structure.
شرکت قصد دارد ساختار مدیریتی خود را دوباره تنظیم کند.
after the merger, they had to reshuffle their resources.
پس از ادغام، آنها مجبور شدند منابع خود را دوباره تنظیم کنند.
it's time to reshuffle the deck and try a new strategy.
وقت آن است که ورق ها را دوباره بچینیم و یک استراتژی جدید را امتحان کنیم.
we should reshuffle our priorities for the upcoming project.
ما باید اولویت های خود را برای پروژه آینده دوباره تنظیم کنیم.
the coach decided to reshuffle the lineup for the game.
مربی تصمیم گرفت ترکیب تیم را برای بازی دوباره تنظیم کند.
he suggested they reshuffle the tasks among the team members.
او پیشنهاد کرد که وظایف را بین اعضای تیم دوباره تنظیم کنند.
the government plans to reshuffle its cabinet next month.
دولت قصد دارد ماه آینده کابینه خود را دوباره تنظیم کند.
to improve efficiency, we need to reshuffle our workflow.
برای بهبود کارایی، ما باید گردش کار خود را دوباره تنظیم کنیم.
fresh air
هواى تازه
fresh start
شروع تازه
fresh fruit
میوه تازه
fresh ideas
ایدههای نو
fresh look
ظاهر جدید
fresh perspective
دیدگاه تازه
fresh produce
محصولات تازه
fresh paint
رنگ جدید
fresh tracks
ردپای تازه
fresh catch
گرفتی تازه
she decided to reshuffle the project team.
او تصمیم گرفت تیم پروژه را دوباره تنظیم کند.
they need to reshuffle the schedule for next week.
آنها نیاز دارند برنامه ریزی هفته آینده را دوباره تنظیم کنند.
the company plans to reshuffle its management structure.
شرکت قصد دارد ساختار مدیریتی خود را دوباره تنظیم کند.
after the merger, they had to reshuffle their resources.
پس از ادغام، آنها مجبور شدند منابع خود را دوباره تنظیم کنند.
it's time to reshuffle the deck and try a new strategy.
وقت آن است که ورق ها را دوباره بچینیم و یک استراتژی جدید را امتحان کنیم.
we should reshuffle our priorities for the upcoming project.
ما باید اولویت های خود را برای پروژه آینده دوباره تنظیم کنیم.
the coach decided to reshuffle the lineup for the game.
مربی تصمیم گرفت ترکیب تیم را برای بازی دوباره تنظیم کند.
he suggested they reshuffle the tasks among the team members.
او پیشنهاد کرد که وظایف را بین اعضای تیم دوباره تنظیم کنند.
the government plans to reshuffle its cabinet next month.
دولت قصد دارد ماه آینده کابینه خود را دوباره تنظیم کند.
to improve efficiency, we need to reshuffle our workflow.
برای بهبود کارایی، ما باید گردش کار خود را دوباره تنظیم کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید