resh

[ایالات متحده]/rɛʃ/
[بریتانیا]/rɛʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیست و یکمین حرف الفبای عبری
Word Forms
جمعreshes

عبارات و ترکیب‌ها

fresh air

هواى تازه

fresh start

شروع تازه

fresh fruit

میوه تازه

fresh ideas

ایده‌های نو

fresh look

ظاهر جدید

fresh perspective

دیدگاه تازه

fresh produce

محصولات تازه

fresh paint

رنگ جدید

fresh tracks

ردپای تازه

fresh catch

گرفتی تازه

جملات نمونه

she decided to reshuffle the project team.

او تصمیم گرفت تیم پروژه را دوباره تنظیم کند.

they need to reshuffle the schedule for next week.

آنها نیاز دارند برنامه ریزی هفته آینده را دوباره تنظیم کنند.

the company plans to reshuffle its management structure.

شرکت قصد دارد ساختار مدیریتی خود را دوباره تنظیم کند.

after the merger, they had to reshuffle their resources.

پس از ادغام، آنها مجبور شدند منابع خود را دوباره تنظیم کنند.

it's time to reshuffle the deck and try a new strategy.

وقت آن است که ورق ها را دوباره بچینیم و یک استراتژی جدید را امتحان کنیم.

we should reshuffle our priorities for the upcoming project.

ما باید اولویت های خود را برای پروژه آینده دوباره تنظیم کنیم.

the coach decided to reshuffle the lineup for the game.

مربی تصمیم گرفت ترکیب تیم را برای بازی دوباره تنظیم کند.

he suggested they reshuffle the tasks among the team members.

او پیشنهاد کرد که وظایف را بین اعضای تیم دوباره تنظیم کنند.

the government plans to reshuffle its cabinet next month.

دولت قصد دارد ماه آینده کابینه خود را دوباره تنظیم کند.

to improve efficiency, we need to reshuffle our workflow.

برای بهبود کارایی، ما باید گردش کار خود را دوباره تنظیم کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید