resid

[ایالات متحده]/ˈrɛzɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛzɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نفت باقیمانده; نفت باقیمانده
Word Forms
جمعresids

عبارات و ترکیب‌ها

resid status

وضعیت اقامت

resid document

مدارک اقامت

resid permit

گواهی اقامت

resid application

درخواست اقامت

resid card

کارت اقامت

resid requirement

الزامات اقامت

resid fee

هزینه اقامت

resid policy

سیاست اقامت

resid law

قانون اقامت

جملات نمونه

we need to resid in a safe neighborhood.

ما نیاز به زندگی در یک محله امن داریم.

she decided to resid near her workplace.

او تصمیم گرفت نزدیک محل کارش زندگی کند.

many students choose to resid on campus.

بسیاری از دانش آموزان انتخاب می کنند در محوطه دانشگاه زندگی کنند.

he plans to resid in the city for the summer.

او قصد دارد در طول تابستان در شهر زندگی کند.

they will resid together after getting married.

آنها پس از ازدواج با هم زندگی خواهند کرد.

it’s important to resid in a place that feels like home.

مهم است که در مکانی زندگی کنید که حس خانه بودن را القا کند.

she prefers to resid in a quiet area.

او ترجیح می دهد در یک منطقه آرام زندگی کند.

we decided to resid in a larger apartment.

ما تصمیم گرفتیم در یک آپارتمان بزرگتر زندگی کنیم.

he has to resid temporarily until he finds a new job.

او باید به طور موقت زندگی کند تا شغل جدیدی پیدا کند.

they chose to resid in a different country for a year.

آنها تصمیم گرفتند برای یک سال در یک کشور دیگر زندگی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید