residencia

[ایالات متحده]/rɪˈzɪdiəns/
[بریتانیا]/rɪˈzɪdiəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.اقامتگاه؛ محل سکونت

عبارات و ترکیب‌ها

residencia permanente

residencia temporal

residencia fiscal

residencia oficial

cambio de residencia

permiso de residencia

solicitar residencia

residencia universitaria

lugar de residencia

residencia habitual

جملات نمونه

the embassy helped me obtain my residence permit.

سفارت به من کمک کرد تا اجازه اقامت بگیرم.

they are applying for permanent residence in spain.

آنها برای اقامت دائم در اسپانیا درخواست می‌دهند.

the president's official residence is located in the capital.

اقامتگاه رسمی رئیس‌جمهور در پایتخت واقع شده است.

students must register their residence address with the university.

دانشجویان باید آدرس محل سکونت خود را در دانشگاه ثبت کنند.

medical residency programs are very competitive.

برنامه‌های رزیدنتی پزشکی بسیار رقابتی هستند.

we need to update our residence certificate.

ما باید گواهی محل سکونت خود را به‌روز کنیم.

the government changed the requirements for temporary residence.

دولت الزامات اقامت موقت را تغییر داد.

her main residence is in madrid, but she owns an apartment in barcelona.

اقامتگاه اصلی او در مادرید است، اما در بارسلونا آپارتمان دارد.

the immigration officer asked for proof of residence.

افسر مهاجرت برای اثبات محل سکونت درخواست مدرک کرد.

they moved to a new residence last month.

آنها ماه گذشته به اقامتگاه جدیدی نقل مکان کردند.

the residence permit expires in six months.

مجوز اقامت ظرف شش ماه منقضی می‌شود.

some countries require foreigners to have health insurance for residence.

برخی کشورها از اتباع خارجی می‌خواهند برای اقامت بیمه درمانی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید