resinates

[ایالات متحده]/ˈrɛzɪneɪts/
[بریتانیا]/ˈrɛzɪneɪts/

ترجمه

n. نمک‌های اسیدهای رزینی
v. ترکیب کردن یا درمان کردن با رزین

عبارات و ترکیب‌ها

resinates well

به خوبی عمل می‌کند

resinates quickly

به سرعت عمل می‌کند

resinates evenly

به طور یکنواخت عمل می‌کند

resinates properly

به درستی عمل می‌کند

resinates effectively

به طور مؤثر عمل می‌کند

resinates thoroughly

به طور کامل عمل می‌کند

resinates slowly

به آرامی عمل می‌کند

resinates consistently

به طور مداوم عمل می‌کند

resinates strongly

به شدت عمل می‌کند

resinates beautifully

به زیبایی عمل می‌کند

جملات نمونه

the artist resinates with the emotions expressed in her paintings.

هنرمند با احساساتی که در نقاشی‌هایش بیان شده، همسو می‌شود.

his speech resinates deeply with the audience.

سخنرانی او به طور عمیقی با مخاطبان همسو می‌شود.

music often resinates with our personal experiences.

اغلب موسیقی با تجربیات شخصی ما همسو می‌شود.

the message of the film resinates across generations.

پیام فیلم در طول نسل‌ها طنین‌انداز است.

her story resinates with those who have faced similar challenges.

داستان او با کسانی که با چالش‌های مشابه روبرو شده‌اند، همسو می‌شود.

the poem resinates with themes of love and loss.

شعر با مضامین عشق و از دست دادن همسو می‌شود.

his passion for the environment resinates with many activists.

اشتیاق او به محیط زیست با بسیاری از فعالان همسو می‌شود.

the novel's characters resinates with readers on a personal level.

شخصیت‌های رمان با خوانندگان در سطح شخصی همسو می‌شوند.

the speech resinates with the core values of our community.

سخنرانی با ارزش‌های اصلی جامعه ما همسو می‌شود.

her words resinates with those seeking hope and inspiration.

کلمات او با کسانی که به دنبال امید و الهام هستند، همسو می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید