muffles

[ایالات متحده]/ˈmʌfəlz/
[بریتانیا]/ˈmʌfəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدا را سرکوب یا کاهش دادن؛ به طور گرم پوشاندن یا در بر گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

sound muffles

مه صدا را خفه می‌کند

muffles noise

سر و صدا را خفه می‌کند

muffles impact

ضربه را خفه می‌کند

muffles voice

صدا را خفه می‌کند

muffles sound

صدا را خفه می‌کند

muffles laughter

خنده را خفه می‌کند

muffles cries

گریه را خفه می‌کند

muffles vibrations

لرزش را خفه می‌کند

muffles echoes

بازتاب را خفه می‌کند

muffles sounds

صداها را خفه می‌کند

جملات نمونه

the thick blanket muffles the sound of the traffic outside.

پتو ضخیم صدای ترافیک بیرون را خفه می‌کند.

the music muffles her voice during the performance.

موسیقی صدای او را در طول اجرا خفه می‌کند.

he spoke softly, as if the pillow muffles his words.

او با لحنی آرام صحبت کرد، انگار که بالش کلماتش را خفه می‌کند.

the walls of the theater muffles the noise from outside.

دیوارهای تئاتر صدای بیرون را خفه می‌کند.

the fog muffles the sounds of the city.

مه صدای شهر را خفه می‌کند.

her laughter muffles the tension in the room.

خنده او تنش را در اتاق خفه می‌کند.

the heavy curtains muffles the light from the street.

پرده‌های ضخیم نور خیابان را خفه می‌کند.

the thick fog muffles the sound of the train.

مه ضخیم صدای قطار را خفه می‌کند.

the soft carpet muffles their footsteps.

فرش نرم صدای گام‌هایشان را خفه می‌کند.

the soundproof room muffles all external noises.

اتاق عایق صدا تمام صداهای بیرونی را خفه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید