sound muffles
مه صدا را خفه میکند
muffles noise
سر و صدا را خفه میکند
muffles impact
ضربه را خفه میکند
muffles voice
صدا را خفه میکند
muffles sound
صدا را خفه میکند
muffles laughter
خنده را خفه میکند
muffles cries
گریه را خفه میکند
muffles vibrations
لرزش را خفه میکند
muffles echoes
بازتاب را خفه میکند
muffles sounds
صداها را خفه میکند
the thick blanket muffles the sound of the traffic outside.
پتو ضخیم صدای ترافیک بیرون را خفه میکند.
the music muffles her voice during the performance.
موسیقی صدای او را در طول اجرا خفه میکند.
he spoke softly, as if the pillow muffles his words.
او با لحنی آرام صحبت کرد، انگار که بالش کلماتش را خفه میکند.
the walls of the theater muffles the noise from outside.
دیوارهای تئاتر صدای بیرون را خفه میکند.
the fog muffles the sounds of the city.
مه صدای شهر را خفه میکند.
her laughter muffles the tension in the room.
خنده او تنش را در اتاق خفه میکند.
the heavy curtains muffles the light from the street.
پردههای ضخیم نور خیابان را خفه میکند.
the thick fog muffles the sound of the train.
مه ضخیم صدای قطار را خفه میکند.
the soft carpet muffles their footsteps.
فرش نرم صدای گامهایشان را خفه میکند.
the soundproof room muffles all external noises.
اتاق عایق صدا تمام صداهای بیرونی را خفه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید