resorbed

[ایالات متحده]/rɪˈzɔːbd/
[بریتانیا]/rɪˈzɔrbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره جذب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

resorbed calcium

کلسیم مجاور

resorbed nutrients

مواد مغذی مجاور

resorbed tissue

بافت مجاور

resorbed fluid

سیال مجاور

resorbed bone

استخوان مجاور

resorbed material

مواد مجاور

resorbed substances

مواد مجاور

resorbed particles

ذرات مجاور

resorbed components

اجزای مجاور

resorbed elements

عناصر مجاور

جملات نمونه

the nutrients were resorbed back into the bloodstream.

مواد مغذی دوباره به جریان خون بازجذب شدند.

after exercise, the body resorbed the excess fluid.

پس از ورزش، بدن مایع اضافی را بازجذب کرد.

bone tissue is constantly resorbed and rebuilt.

بافت استخوانی به طور مداوم بازجذب و بازسازی می شود.

in the healing process, damaged cells are resorbed.

در فرآیند بهبودی، سلول های آسیب دیده بازجذب می شوند.

the drug was quickly resorbed in the gastrointestinal tract.

دارو به سرعت در دستگاه گوارش جذب مجدد شد.

calcium is resorbed from the bones when needed.

کلسیم در صورت نیاز از استخوان ها جذب مجدد می شود.

excess glucose is resorbed by the kidneys.

گلوکز اضافی توسط کلیه‌ها جذب مجدد می شود.

during digestion, many substances are resorbed.

در طول هضم، بسیاری از مواد بازجذب می شوند.

the resorbed materials are then used for energy.

سپس مواد بازجذب شده برای تولید انرژی استفاده می شوند.

in some conditions, minerals are not adequately resorbed.

در برخی شرایط، مواد معدنی به طور کافی جذب مجدد نمی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید