capabilities

[ایالات متحده]/kəˈpæbɪlitiz/
[بریتانیا]/kap-ə-bili-teez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی‌ها یا توانایی‌هایی که شخص یا چیزی دارد.; پتانسیل برای توسعه یا دستیابی در آینده.; ظرفیت یا توانایی برای انجام چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

core capabilities

قابلیت‌های اصلی

technical capabilities

قابلیت‌های فنی

operational capabilities

قابلیت‌های عملیاتی

strategic capabilities

قابلیت‌های استراتژیک

human capabilities

قابلیت‌های انسانی

market capabilities

قابلیت‌های بازار

development capabilities

قابلیت‌های توسعه

analytical capabilities

قابلیت‌های تحلیلی

creative capabilities

قابلیت‌های خلاقانه

digital capabilities

قابلیت‌های دیجیتال

جملات نمونه

the new software enhances our capabilities.

نرم افزار جدید قابلیت های ما را ارتقا می بخشد.

her capabilities in project management are impressive.

توانایی های او در مدیریت پروژه بسیار چشمگیر است.

we need to assess our team's capabilities.

ما باید توانایی های تیم خود را ارزیابی کنیم.

his capabilities exceed our expectations.

توانایی های او از انتظارات ما فراتر است.

they are expanding their capabilities in data analysis.

آنها در حال گسترش توانایی های خود در تجزیه و تحلیل داده ها هستند.

understanding your own capabilities is crucial for success.

درک توانایی های خود برای موفقیت بسیار مهم است.

the training program aims to improve employee capabilities.

برنامه آموزشی با هدف بهبود توانایی های کارکنان است.

she demonstrated her capabilities during the presentation.

او توانایی های خود را در طول ارائه نشان داد.

we are looking to enhance our technological capabilities.

ما به دنبال ارتقای توانایی های فناوری خود هستیم.

his capabilities as a leader are well recognized.

توانایی های او به عنوان یک رهبر به خوبی شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید