restrictivenesses

[ایالات متحده]/rɪˈstrɪktɪvnəsɪz/
[بریتانیا]/rɪˈstrɪktɪvnəsɪz/

ترجمه

n. محدودیت، طبیعت محدودیت

جملات نمونه

the varying restrictivenesses of different policies create compliance challenges for multinational companies.

محدودیت‌های متفاوت سیاست‌ها چالش‌های پایبندی را برای شرکت‌های چندملیتی ایجاد می‌کند.

researchers compared the restrictivenesses of several regulatory frameworks across countries.

پژوهشگران محدودیت‌های چند چارچوب تنظیمی را در سراسر کشورها مقایسه کردند.

the inherent restrictivenesses in the system limit user flexibility and innovation.

محدودیت‌های ذاتی در سیستم انعطاف‌پذیری و نوآوری کاربران را محدود می‌کند.

new legislation introduces additional restrictivenesses affecting small business operations.

قانون جدید محدودیت‌های اضافی را معرفی می‌کند که عملکرد کسب و کارهای کوچک را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

the study analyzed the cumulative restrictivenesses of multiple overlapping regulations.

این مطالعه محدودیت‌های تجمعی چندین قانون‌گذاری همپوشان را تحلیل کرد.

environmental protections add new restrictivenesses to industrial development projects.

حفاظت‌های محیط زیست محدودیت‌های جدیدی را به پروژه‌های توسعه صنعتی اضافه می‌کند.

the committee examined the restrictivenesses embedded in the current voting procedures.

کمیته محدودیت‌هایی که در فرآیندهای رای‌گیری فعلی جاسازی شده‌اند را بررسی کرد.

different departments have varying restrictivenesses in their procurement policies.

بخش‌های مختلف محدودیت‌های متفاوتی در سیاست‌های خرید خود دارند.

the report highlighted the excessive restrictivenesses that hinder economic growth.

گزارش محدودیت‌های زیادی را که رشد اقتصادی را محدود می‌کنند، تاکید کرد.

legal scholars debated the constitutional restrictivenesses of the proposed amendments.

دانشمندان حقوقی محدودیت‌های قانونی اصلاحات پیشنهادی را مورد بحث قرار دادند.

international trade agreements impose specific restrictivenesses on market access.

همکاری‌های تجاری بین‌المللی محدودیت‌های خاصی را در دسترسی به بازار اعمال می‌کنند.

the platform's restrictivenesses have increased significantly following recent policy updates.

محدودیت‌های پلتفرم پس از به‌روزرسانی‌های اخیر سیاست‌ها به طور قابل توجهی افزایش یافته‌اند.

airport security measures involve multiple restrictivenesses that travelers must navigate.

اقدامات امنیتی فرودگاه شامل چندین محدودیت است که سفرکنندگان باید آن‌ها را پشت سر بگذارند.

the inherent restrictivenesses of hierarchical organizations often slow decision-making processes.

محدودیت‌های ذاتی سازمان‌های سلسله‌مراتبی اغلب فرآیندهای تصمیم‌گیری را کند می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید