flow restrictor
محدود کننده جریان
pressure restrictor
محدود کننده فشار
restrictor valve
شیر محدود کننده
restrictor plate
صفحه محدود کننده
air restrictor
محدود کننده هوا
restrictor fitting
اتصال محدود کننده
restrictor orifice
دهانه محدود کننده
restrictor cap
درب محدود کننده
restrictor bushing
بوشن محدود کننده
restrictor nozzle
نازل محدود کننده
the engineer installed a restrictor to limit the flow of water.
مهندس یک محدود کننده برای محدود کردن جریان آب نصب کرد.
the restrictor valve helps control the pressure in the system.
سوپاپ محدود کننده به کنترل فشار در سیستم کمک می کند.
we need a restrictor to ensure the safety of the machinery.
ما به یک محدود کننده برای اطمینان از ایمنی ماشین آلات نیاز داریم.
adjusting the restrictor can improve the performance of the engine.
تنظیم محدود کننده می تواند عملکرد موتور را بهبود بخشد.
the restrictor is essential for maintaining optimal conditions.
محدود کننده برای حفظ شرایط بهینه ضروری است.
he explained how the restrictor affects the air intake.
او توضیح داد که محدود کننده چگونه بر هوای ورودی تأثیر می گذارد.
they replaced the old restrictor with a more efficient model.
آنها محدود کننده قدیمی را با یک مدل کارآمدتر جایگزین کردند.
in some cases, a restrictor can help prevent flooding.
در برخی موارد، یک محدود کننده می تواند به جلوگیری از سیل کمک کند.
the restrictor design must comply with industry standards.
طراحی محدود کننده باید با استانداردهای صنعت مطابقت داشته باشد.
installing a restrictor can help save energy in the long run.
نصب یک محدود کننده می تواند به صرفه جویی در مصرف انرژی در دراز مدت کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید