retaking

[ایالات متحده]/riːˈteɪkɪŋ/
[بریتانیا]/riˈteɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره گرفتن؛ دوباره ضبط کردن؛ دوباره عکاسی یا فیلم‌برداری کردن؛ دوباره امتحان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

retaking exams

شرکت مجدد در امتحان

retaking tests

شرکت مجدد در آزمون

retaking courses

شرکت مجدد در دوره

retaking shots

شرکت مجدد در شوت‌ها

retaking control

بازپس‌گیری کنترل

retaking territory

بازپس‌گیری قلمرو

retaking classes

شرکت مجدد در کلاس‌ها

retaking roles

برعهده‌گرفتن مجدد نقش‌ها

retaking ownership

بازپس‌گیری مالکیت

retaking positions

بازپس‌گیری موقعیت‌ها

جملات نمونه

the team is focused on retaking the championship title.

تیم بر بازپس‌گیری عنوان قهرمانی متمرکز است.

she is retaking her final exams next week.

او هفته آینده در حال امتحان نهایی مجدد است.

the country is planning to retake control of the territory.

کشور قصد دارد کنترل منطقه را دوباره به دست گیرد.

he is retaking the lead in the race.

او در حال بازپس‌گیری جایگاه خود در مسابقه است.

they are retaking the stage after a long break.

آنها پس از یک وقفه طولانی، دوباره جای خود را در صحنه به دست می‌آورند.

the students are retaking the class to improve their grades.

دانشجویان برای بهبود نمرات خود در حال گذراندن مجدد کلاس هستند.

she is retaking her place in the company after maternity leave.

او پس از مرخصی مادری، جایگاه خود را در شرکت دوباره به دست می‌آورد.

the army is retaking positions lost during the conflict.

ارتش در حال بازپس‌گیری مواضعی است که در طول درگیری از دست داده است.

he is retaking the photograph to capture a better moment.

او در حال گرفتن مجدد عکس است تا یک لحظه بهتر را ثبت کند.

they are retaking the initiative in the negotiations.

آنها ابتکار عمل را در مذاکرات دوباره به دست می‌آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید