repossess

[ایالات متحده]/ˌriːpə'zes/
[بریتانیا]/ˌripə'zɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پس گرفتن، بازپس‌گیری

عبارات و ترکیب‌ها

repossess property

بازپس‌گیری ملک

repossess vehicle

بازپس‌گیری وسیله نقلیه

جملات نمونه

They were in arrears with their mortgage, so their home was repossessed.

آنها در پرداخت وام مسکن خود عقب بودند، بنابراین خانه آنها تملک شد.

His car was repossessed because of default of monthly installment.

ماشینش به دلیل پیش فرض در پرداخت اقساط ماهانه ضبط شد.

565 homes were repossessed for non-payment of mortgages.

565 خانه به دلیل عدم پرداخت وام مسکن تملک مجدد شدند.

When the bank repossessed the house, their depression turned to despair.

وقتی بانک خانه را تملک کرد، افسردگی آنها به ناامیدی تبدیل شد.

Their house was repossessed when they couldn’t keep up their mortgage payments.

خانه آنها تملک مجدد شد وقتی نتوانستند اقساط وام مسکن خود را پرداخت کنند.

The bank can repossess the car if you fail to make your payments.

اگر نتوانید پرداخت خود را انجام دهید، بانک می تواند ماشین را تملک کند.

The landlord has the right to repossess the apartment if the rent is not paid on time.

اگر اجاره به موقع پرداخت نشود، موجر حق تملک مجدد آپارتمان را دارد.

The company had to repossess the equipment due to non-payment by the client.

به دلیل عدم پرداخت توسط مشتری، شرکت مجبور شد تجهیزات را تملک مجدد کند.

The lender may repossess the house if the mortgage is not paid.

اگر وام مسکن پرداخت نشود، وام دهنده ممکن است خانه را تملک کند.

The bank repossessed the property after the owner defaulted on the loan.

پس از اینکه صاحب ملک در پرداخت وام غفلت کرد، بانک ملک را تملک کرد.

The finance company repossessed the furniture when the customer stopped making payments.

وقتی مشتری پرداخت را متوقف کرد، شرکت تأمین مالی مبلمان را تملک کرد.

The repo man was hired to repossess the vehicle from the delinquent owner.

مرد تملک برای تملک خودرو از مالک معوقه استخدام شد.

The lender must follow legal procedures to repossess the collateral.

وام دهنده باید برای تملک مجدد وثیقه، رویه های قانونی را دنبال کند.

The bank repossessed the boat after the borrower defaulted on the loan.

پس از اینکه وام گیرنده در پرداخت وام غفلت کرد، بانک قایق را تملک کرد.

If you don't pay your rent, the landlord can repossess the property.

اگر اجاره خود را پرداخت نکنید، موجر می تواند ملک را تملک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید