retorting

[ایالات متحده]/rɪˈtɔːtɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈtɔrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تقطیر یا تقطیر خشک

عبارات و ترکیب‌ها

retorting back

پاسخ دادن با عجله

retorting sharply

پاسخ دادن با تندی

retorting quickly

پاسخ دادن به سرعت

retorting angrily

پاسخ دادن با خشم

retorting humorously

پاسخ دادن به طور طنزآمیز

retorting wittily

پاسخ دادن با ذوق و استعداد

retorting defiantly

پاسخ دادن با جسارت

retorting dismissively

پاسخ دادن با بی‌اعتنایی

retorting confidently

پاسخ دادن با اطمینان

retorting cleverly

پاسخ دادن با زیرکی

جملات نمونه

she was quick in retorting to his rude comment.

او در پاسخ دادن سریع به نظر او لحن بی‌ادبانه بسیار سریع بود.

his retorting tone made the argument even more heated.

لحن پاسخ‌گوی او باعث شد بحث داغ‌تر شود.

retorting to criticism is a skill many lack.

پاسخ دادن به انتقاد مهارتی است که بسیاری از افراد فاقد آن هستند.

she had a talent for retorting cleverly in conversations.

او استعداد پاسخ دادن هوشمندانه در مکالمات را داشت.

he couldn't help retorting when she insulted him.

وقتی او به او توهین کرد، او نتوانست از پاسخ دادن به او صرف نظر کند.

retorting with humor can diffuse tense situations.

پاسخ دادن با طنز می‌تواند موقعیت‌های پرتنش را کاهش دهد.

she found herself retorting defensively during the debate.

او در طول بحث متوجه شد که به طور تدافعی پاسخ می‌دهد.

his retorting remarks often left others speechless.

اظهارات پاسخ‌گوی او اغلب دیگران را بی‌حرف می‌کرد.

retorting to her friend's teasing was all in good fun.

پاسخ دادن به شیطنت‌های دوستش فقط برای تفریح بود.

she was known for retorting with sharp wit.

او به خاطر پاسخ دادن با هوش سرشار معروف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید