retorting back
پاسخ دادن با عجله
retorting sharply
پاسخ دادن با تندی
retorting quickly
پاسخ دادن به سرعت
retorting angrily
پاسخ دادن با خشم
retorting humorously
پاسخ دادن به طور طنزآمیز
retorting wittily
پاسخ دادن با ذوق و استعداد
retorting defiantly
پاسخ دادن با جسارت
retorting dismissively
پاسخ دادن با بیاعتنایی
retorting confidently
پاسخ دادن با اطمینان
retorting cleverly
پاسخ دادن با زیرکی
she was quick in retorting to his rude comment.
او در پاسخ دادن سریع به نظر او لحن بیادبانه بسیار سریع بود.
his retorting tone made the argument even more heated.
لحن پاسخگوی او باعث شد بحث داغتر شود.
retorting to criticism is a skill many lack.
پاسخ دادن به انتقاد مهارتی است که بسیاری از افراد فاقد آن هستند.
she had a talent for retorting cleverly in conversations.
او استعداد پاسخ دادن هوشمندانه در مکالمات را داشت.
he couldn't help retorting when she insulted him.
وقتی او به او توهین کرد، او نتوانست از پاسخ دادن به او صرف نظر کند.
retorting with humor can diffuse tense situations.
پاسخ دادن با طنز میتواند موقعیتهای پرتنش را کاهش دهد.
she found herself retorting defensively during the debate.
او در طول بحث متوجه شد که به طور تدافعی پاسخ میدهد.
his retorting remarks often left others speechless.
اظهارات پاسخگوی او اغلب دیگران را بیحرف میکرد.
retorting to her friend's teasing was all in good fun.
پاسخ دادن به شیطنتهای دوستش فقط برای تفریح بود.
she was known for retorting with sharp wit.
او به خاطر پاسخ دادن با هوش سرشار معروف بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید