divine retributor
معبود بازدارنده
vengeful retributor
انتقامجو بازدارنده
swift retributor
بازدارنده سریع
mighty retributor
بازدارنده قدرتمند
just retributor
بازدارنده عادل
ultimate retributor
بازدارنده نهایی
fearsome retributor
بازدارنده ترسناک
righteous retributor
بازدارنده با عدالت
mysterious retributor
بازدارنده مرموز
unseen retributor
بازدارنده نادیده
the retributor of justice will ensure fairness.
بازپرداختکننده عدالت اطمینان حاصل خواهد کرد که انصاف رعایت شود.
he acted as a retributor for the victims.
او به عنوان بازپرداختکننده برای قربانیان عمل کرد.
many believe that the retributor will come in due time.
بسیاری معتقدند که بازپرداختکننده در زمان مناسب خواهد آمد.
the retributor's role is often misunderstood.
نقش بازپرداختکننده اغلب به درستی درک نمیشود.
some see the retributor as a necessary force in society.
برخی بازپرداختکننده را به عنوان یک نیروی ضروری در جامعه میبینند.
the legend spoke of a retributor who punishes the wicked.
افسانه از بازپرداختکنندهای صحبت میکرد که شرورها را مجازات میکند.
as a retributor, she sought to restore balance.
او به عنوان بازپرداختکننده به دنبال بازگرداندن تعادل بود.
the retributor's actions were swift and decisive.
اقدامات بازپرداختکننده سریع و قاطعانه بود.
people often fear the retributor's wrath.
مردم اغلب از خشم بازپرداختکننده میترسند.
in folklore, the retributor is a symbol of hope.
در فولکلور، بازپرداختکننده نمادی از امید است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید