retributor

[ایالات متحده]/rɪˈtrɪb.jʊ.tər/
[بریتانیا]/rɪˈtrɪb.jə.tər/

ترجمه

n. شخصی که تنبیه یا پاداش می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

divine retributor

معبود بازدارنده

vengeful retributor

انتقام‌جو بازدارنده

swift retributor

بازدارنده سریع

mighty retributor

بازدارنده قدرتمند

just retributor

بازدارنده عادل

ultimate retributor

بازدارنده نهایی

fearsome retributor

بازدارنده ترسناک

righteous retributor

بازدارنده با عدالت

mysterious retributor

بازدارنده مرموز

unseen retributor

بازدارنده نادیده

جملات نمونه

the retributor of justice will ensure fairness.

بازپرداخت‌کننده عدالت اطمینان حاصل خواهد کرد که انصاف رعایت شود.

he acted as a retributor for the victims.

او به عنوان بازپرداخت‌کننده برای قربانیان عمل کرد.

many believe that the retributor will come in due time.

بسیاری معتقدند که بازپرداخت‌کننده در زمان مناسب خواهد آمد.

the retributor's role is often misunderstood.

نقش بازپرداخت‌کننده اغلب به درستی درک نمی‌شود.

some see the retributor as a necessary force in society.

برخی بازپرداخت‌کننده را به عنوان یک نیروی ضروری در جامعه می‌بینند.

the legend spoke of a retributor who punishes the wicked.

افسانه از بازپرداخت‌کننده‌ای صحبت می‌کرد که شرورها را مجازات می‌کند.

as a retributor, she sought to restore balance.

او به عنوان بازپرداخت‌کننده به دنبال بازگرداندن تعادل بود.

the retributor's actions were swift and decisive.

اقدامات بازپرداخت‌کننده سریع و قاطعانه بود.

people often fear the retributor's wrath.

مردم اغلب از خشم بازپرداخت‌کننده می‌ترسند.

in folklore, the retributor is a symbol of hope.

در فولکلور، بازپرداخت‌کننده نمادی از امید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید