pardoner

[ایالات متحده]/ˈpɑː.dən.ər/
[بریتانیا]/ˈpɑr.dən.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که بخشش می‌دهد یا آمرزش می‌فروشد

عبارات و ترکیب‌ها

pardoner's tale

داستان بازرگان

pardoner's role

نقش بازرگان

greedy pardoner

بازرگان حریص

pardoner's fees

هزینه‌های بازرگان

pardoner's relics

اشیای مقدس بازرگان

false pardoner

بازرگان دروغگو

pardoner's indulgence

بخشش بازرگان

pardoner's deception

فریب بازرگان

pardoner's audience

مخاطبان بازرگان

pardoner's profit

سود بازرگان

جملات نمونه

the pardoner sold indulgences to the faithful.

مردی که آمرزش‌طلب بود، اجازه بخشیدن را به مومنان می‌فروخت.

many people sought the pardoner's blessings.

بسیاری از مردم به دنبال برکت‌های مردی که آمرزش‌طلب بود، بودند.

the pardoner was known for his cunning ways.

مردی که آمرزش‌طلب بود، به خاطر روش‌های زیرکانه خود مشهور بود.

she played the role of a pardoner in the play.

او نقش یک آمرزش‌طلب را در نمایش بازی کرد.

his reputation as a pardoner preceded him.

شهرت او به عنوان یک آمرزش‌طلب پیش از او بود.

the pardoner's tales were both entertaining and moral.

داستان‌های مردی که آمرزش‌طلب بود، هم سرگرم‌کننده و هم اخلاقی بودند.

people often questioned the honesty of the pardoner.

مردم اغلب صداقت مردی که آمرزش‌طلب بود را زیر سوال می‌بردند.

the pardoner preached about forgiveness and redemption.

مردی که آمرزش‌طلب بود، در مورد بخشش و رستگاری وعظ می‌کرد.

in medieval times, a pardoner held significant power.

در قرون وسطی، یک آمرزش‌طلب قدرت قابل توجهی داشت.

the pardoner's job was to absolve sins for a fee.

کار یک آمرزش‌طلب بخشیدن گناه در ازای مبلغی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید