retrorockets

[ایالات متحده]/ˈrɛtrəʊˌrɒkɪt/
[بریتانیا]/ˈrɛtroʊˌrɑkɪt/

ترجمه

n. راکتی که برای کاهش سرعت یک فضاپیما استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

retrorocket launch

راه‌اندازی راکتورترو

retrorocket engine

موتور راکتورترو

retrorocket firing

آتش‌گيري راکتورترو

retrorocket boost

تقویت راکتورترو

retrorocket system

سيستم راکتورترو

retrorocket control

کنترل راکتورترو

retrorocket thrust

رانش راکتورترو

retrorocket test

آزمایش راکتورترو

retrorocket operation

عملكرد راکتورترو

retrorocket deployment

استقرار راکتورترو

جملات نمونه

the spacecraft fired its retrorockets to slow down before landing.

فضاپیما برای کاهش سرعت قبل از فرود، موتورهای بازگشتی خود را فعال کرد.

engineers tested the retrorocket system for safety.

مهندسان سیستم بازگشتی را برای اطمینان از ایمنی آزمایش کردند.

during the mission, the retrorockets played a crucial role in descent.

در طول ماموریت، موتورهای بازگشتی نقش مهمی در فرود داشتند.

the retrorocket's performance exceeded expectations during the flight.

عملکرد موتور بازگشتی در طول پرواز از انتظارات فراتر رفت.

they designed a new type of retrorocket for better efficiency.

آنها یک نوع جدید موتور بازگشتی برای افزایش بهره‌وری طراحی کردند.

the astronauts monitored the retrorocket's fuel levels closely.

فضانوردان به دقت سطح سوخت موتور بازگشتی را رصد کردند.

after the launch, the retrorocket was activated for re-entry.

پس از پرتاب، موتور بازگشتی برای ورود مجدد فعال شد.

the retrorocket was essential for the spacecraft's safe return.

موتور بازگشتی برای بازگشت ایمن فضاپیما ضروری بود.

they encountered a problem with the retrorocket during testing.

آنها در هنگام آزمایش با مشکلی در موتور بازگشتی مواجه شدند.

the retrorocket system was upgraded to enhance performance.

سیستم موتور بازگشتی برای افزایش عملکرد ارتقا یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید