reversioner

[ایالات متحده]/rɪˈvɜːʃənə/
[بریتانیا]/rɪˈvɜrʒənər/

ترجمه

n. فردی که حق وراثت یک ملک یا منافع را دارد که به او بازمی‌گردد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

reversioner rights

حقوق رجوع

reversioner interest

منافع رجوع

reversioner clause

ماده رجوع

reversioner agreement

توافقنامه رجوع

reversioner notice

اطلاع رجوع

reversioner status

وضعیت رجوع

reversioner claim

ادعای رجوع

reversioner party

طرف رجوع

reversioner provision

بند رجوع

reversioner definition

تعریف رجوع

جملات نمونه

the reversioner must ensure all legal documents are in order.

بازگشت‌کننده باید اطمینان حاصل کند که تمام اسناد قانونی مرتب هستند.

as a reversioner, you have specific rights under the lease.

به عنوان بازگشت‌کننده، شما حقوق خاصی تحت اجاره دارید.

the reversioner will receive the property back after the lease ends.

بازگشت‌کننده پس از پایان اجاره، ملک را پس می‌گیرد.

it is important for a reversioner to understand the terms of the agreement.

برای یک بازگشت‌کننده، درک شرایط توافق مهم است.

the reversioner can negotiate new terms with the tenant.

بازگشت‌کننده می‌تواند شرایط جدیدی را با مستاجر مذاکره کند.

being a reversioner involves certain risks and responsibilities.

بازگشت‌کننده بودن شامل خطرات و مسئولیت‌های خاصی است.

the reversioner may need to manage property maintenance issues.

بازگشت‌کننده ممکن است نیاز به مدیریت مشکلات نگهداری ملک داشته باشد.

a reversioner should keep track of lease expiration dates.

یک بازگشت‌کننده باید تاریخ انقضای اجاره را پیگیری کند.

the reversioner has the right to inspect the property periodically.

بازگشت‌کننده حق دارد ملک را به طور دوره‌ای بازرسی کند.

communication is key for a successful reversioner-tenant relationship.

ارتباط کلید یک رابطه موفقیت‌آمیز بین بازگشت‌کننده و مستاجر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید